حق نسخه‌برداری (کپی رایت)

----------------------توجه: استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع مجاز است.

۱۳۸۹ آبان ۳۰, یکشنبه

وقتی انرژی گران شود

در پست «نیمه عمر چاه های نفت» به چالش هایی که بشر در آینده برای فراهم آوردن انرژی از سوخت های فسیلی، پیش رو دارد اشاره کردیم. انرژی هسته ای هم به وضوح بسیار گران تر از انرژی فسیلی هست. فناوری ایجاد سوخت های جایگزین هم چندان امیدبخش  نبوده است که بتوانیم روی آن حساب کنیم. به علاوه، گرمایش زمین هم که باعث سرد تر شدن برخی مناطق نظیر اروپا در زمستان خواهد شد که نیاز این مناطق را به تولید انرژی افزایش می دهد. بنابراین ،احتمالا  سوخت در آینده گران می شود.
گران شدن سوخت در آینده، کشورهایی نظیر آمریکا و کانادا را؛ جاهایی که اتوموبیل شخصی چرخ حمل و نقل را می چرخاند؛ با مشکل جدی مواجه می کند. به گونه ای که زندگی در شهرهایی با بافت پراکنده و یا مناطق حاشیه ی شهر؛ جایی که طبقه ی متوسط شهری در محله های آرام با خانه های تک واحدی و باغچه های بزرگ زیبا اسکان دارند، به هیچ وجه مقرون به صرفه نیست. شهرهای چگال تری شکل می گیرند و بسیاری از جاهای کمتر چگال یا متروکه می شوند یا تبدیل به آپارتمان های بلند.
به علاوه، خرید از مال های و فروش گاه های بزرگ که بدون داشتن اتومبیل شخصی قابل دسترسی نیستند یا دسترسی به آن ها سخت است، دیگرانتخاب خوبی برای طبقه ی متوسط شهری نخواهد بود. بنابراین، روزی خواهد رسید که فروشگاه های بزرگ تعطیل می شوند و دوباره مغازه های خرده فروشی راه می افتند؛ درست مثل تهران خودمان سر هر کوچه ای یک بقالی باز می شود!
هیچ ایده ای ندارم که در کشورهای در حال توسعه چه خواهد شد. شاید کشورهای نفت خیزی مثل ما وضع بهتری از کشورهایی که مجبورند از ما انرژی بخرند، داشته باشند، اما وضع ما نسبت به گذشته بدتر خواهد شد، مخصوصا که سیستم های بهینه سازی شده هنوز به حد کافی جای خود را در جامعه ی ما باز نکرده باشد.
باید هر چه سریع تر عایق سازی ساختمان را در ایران جا انداخت؛ آب مصرفی خانه ها را با انرژی خورشیدی گرم کرد؛ اتومبیل های پر مصرف را از بازار جمع کرد و اتومبیل های کم مصرف را جاگزین کرد؛ صنایع را نوسازی کرد؛ و از همه مهم تر با جامعه ی جهانی برای مقابله با گرمایش زمین هم گام شد. مورد آخر از همه سخت تر است؛ چرا که نیاز به فرهنگ سازی در سطح جامعه و سیاست مداران آن جامعه دارد که انجام آن در ایران کاری تقریبا محال است.

۱۳۸۹ آبان ۲۸, جمعه

آنچه از جیب بیمه های درمانی در ایران می رود؟

بیمه های درمانی در ایران معمولا دولتی هستند و بخش زیادی از هزینه های درمان را پوشش می دهند. مثلا یک درمانگاه تامین اجتماعی با پانصد تومان یک آنفلوانزا را ویزیت می کند و هزینه ی داروهای آن نیز با همان بیمه بیش از هزار تومان نمی شود. بیشتر مراجعات بیماران همین درمانگاه هم بیماری هایی است که سرپایی قابل درمان هستند یا مراجعه به پزشک برایشان علی السویه (مانند سرماخوردگی و آنفلوانزا). واکسن هایی هم برای آنفلوانزا در بازار ایران وجود دارد که به قیمت حداقل ده هزار تومان قابل تهیه هستند ولی مشمول بیمه نمی شوند. میزان تاثیر گذاری این واکسن ها را نمی دانم ولی فرض می کنم پنجاه درصد است. احتمال می دهم که این حدس چندان خوشبینانه نباشد. دولت اختلاف قیمت ویزیت و داروی آزاد منهای قیمت بیمه ای را هزینه می کند. باید دقت کرد که با افزایش هزینه ها در ایران و حذف یارانه های درمانی، ممکن است این اختلاف بیشتر از قبل شود. در این صورت، احتمالا برای دولت می ارزد که واکسیناسون آنفلوانزا را به طور رایگان انجام دهد تا این که هزینه های درمان آن را پرداخت کند؛ کاری که در کانادا سالی یک بار پیش از شروع زمستان انجام می شود.

پ.ن.: دیشب رفتیم واکسن آنفلوانزا زدیم. به من خیلی حال داد اما ظاهرا به همسرم نساخت و دستش درد شدیدی گرفت.

۱۳۸۹ آبان ۲۴, دوشنبه

نیمه عمر چاه های نفت

عنوان این پست عبارتی است که این روزها در تمام دنیا شنیده می شود. سال های سال انسان با حفر یک چاه در جای مناسب، طلای را همچون فواره روی سطح زمین می دید. آن موقع کسی فکر نمی کرد که شاید روزی نفت زیر زمین باشد ولی زدن چاه برای دسترسی به آن کافی نباشد. قصه از آن قرار است که وقتی از داخل زمین نفت برداشت می کنیم، به تدریج فشار داخل مخزن نفت کاهش پیدا می کند. تا وقتی این فشار زور آن را دارد تا نفت را به سطح زمین براند، در ازای هر بشکه انرژی مصرف شده، می توان بیست و پنج بشکه انرژی استخراج کرد. در طول این زمان می توان با صرف انرژی اندکی تولید نفت را افزایش داد. اما وقتی فشار داخل مخزن زوری برای افزایش تولید نفت ندارد، دیگر بهشت افزایش تولید صحرا می شود. زمانی که این اتفاق می افتد را نیمه عمر مخزن نفت می گوییم. بعد از این زمان، باز هم نفت بدون صرف انرژی از چاه بیرون می آید. اما دیگر تولید آن به فراوانی قبل نیست. هر روز تولید آن کم می شود تا این که روزی نفتی که از چاه بیرون می آید، خیلی کم است. برای افزایش تولید در این حالت، باید آب شیرین و یا گاز طبیعی تصفیه شده به داخل مخزن تزریق کرد و از جای دیگری نفت گرفت. هزینه ی این کار به قدری است که در ازای هر بشکه انرژی، تنها پنج بشکه نفت خام از دل مخزن بیرون می آید.

۱۳۸۹ آبان ۲۳, یکشنبه

سختی‌های کار آماری در روانشناسی

سه روز است که خواندن کتاب « افول وسقوط امپراطوری فروید» نوشته ی هانس آیزنک (Hans Eysenck) را شروع کرده ام. نویسنده یکی از منتقدین سرسخت فروید است و در این کتاب هیچ نقطه ی روشنی برای نظریه روانکاوی (Psychoanalysis) فروید قائل نمی شود و با تمام قوا فروید و پیروانش را می کوبد. تصویری که این کتاب از فروید و نظریه اش می سازد، نه تنها فروید را از مقام یک دانشمند خلع می کند و به یک دلال عقاید عجیب و غریب  بدون وجود تاییدیه‌ی تجربی کاهش می دهد، بلکه به صراحت او را به پیامبر یک دین دروغین تشبیه می کند. صرف نظر از بی طرفی یا درستی نقد نویسنده یا خلاف آن، بخش هایی از کتاب مشکلات عمومی کارهای تجربی و آماری را در آزمودن نظریات روانشناسی برملا می کند. بهتر دیدم که به برخی از این مشکلات در این پست اشاره کنم.
در جایی از فصل ۳، به عدم اعتقاد فرویدیون به کارهای آماری و تجربی اشاره می کند و مشکلاتی را که عمدتا در طراحی و پیاده سازی آزمون های آماری پیش می آید،  برملا می کند. برای روشن تر کردن مشکلات این نوع کارهای تجربی، با ذکر یک نمونه از کارهای تجربی درعلوم پزشکی، نکاتی را که برای معتبر بودن این آزمایش ضروری است، ذکر می کند. سپس، نشان می دهد که چه قدر رعایت این نکات در آزمون های روانشناسی سخت است. من قصد دارم در این پست تمام این حرف ها را به زبان خودم بنویسم.
تصور کنید که می خواهیم تاثیر دارویی را در درمان یک بیماری بررسی کنیم. اولین نکته این است که تاثیر دارو را باید با معیاری سنجید. اگر دارو را روی دسته ای بیمار آزمایش کنیم و تعدادی از بیمارها درمان شوند، به طور کلی مشخص نمی شود که آن ها در اثر مصرف دارو درمان شده اند یا عاملی دیگر در درمانشان موثر بوده است. بنابراین، به یک دسته بیمار دارو و به دسته ی دیگر «شبیه دارو» (که با  دارو شباهت ظاهری دارد) می دهند و تاثیر دارو روی دسته ی اول را با دسته ی دوم مقایسه می کنند. طبیعی است که قرارگیری بیماران در دو دسته باید کاملا تصادفی باشد و تعداد بیماران در هر دسته باید به اندازه ای باشد که نتایج آماری را قابل اعتنا کند.
مورد دیگر «دو سو کور» بودن آزمایش است؛ یعنی نه مجری آزمایش و نه بیماران نباید بدانند که آن چه استفاده می کنند، دارو است یا شبه دارو. چرا که در این صورت، انتظار و باور انسانی در نتایج تاثیر خواهد داشت. مثلا بیماری که می داند شبه دارو مصرف می کند، ممکن است آزمایش را رها کند؛ یا پزشکی که می داند شبه دارو به بیمار می دهد، ممکن است علائمی از بهبودی را نادیده بگیرد.
در مورد بیماری هایی که درمان قطعی ندارند، می توان افرادی را یافت که حاضر باشند در چنین آزمایشی شرکت کنند. اما برای رعایت معیارهای اخلاقی باید به آن ها توضیح داد که قرار است چه آزمایشی روی آن ها انجام شود.
در مورد بیماری های روانی و عصبی، معمولا نمی توان تعداد زیادی بیمار یافت چه برسد به این که تعداد قابل توجهی از آن ها حاضر باشند در یک آزمایش شرکت کنند. به علاوه،  در درمان بیماری های روانی، مفهوم شبه درمان یا شبه دارو به راحتی قابل تعریف نیست.
بنا بر ادعای آیزنک، افرادی که برای مشکلاتشان به روانپزشک مراجعه می کنند معمولا افراد تحصیل کرده هستند که موجب اریبی نمونه ها و تحدید نتایج به دسته ای خاص می شود. طولانی بودن درمان های روانپزشکی و این که بسیاری از بیماران در میانه ی راه، درمان را رها می کنند، باعث می شود که هم تعداد نمونه بسیار کم باشد و هم نتایج نهایی درمان دور از دسترس.  پدیده ای که آیزنک آن را با نام «درود-بدرود» (Hallo-Goodbye) معرفی می کند، ظاهرا دلیل اصلی رها کردن درمان در میانه های راه  است. بیماران روانی معمولا دوره های بهبود موقت دارند. بسیاری از آن ها صرف نظر از این که تحت درمان قرار بگیرند یا نه، بعد از مدتی دوره ی بهبود موقتشان فرا می رسد. اگر به پزشک مراجعه کرده باشند، معمولا هنگام فرارسیدن این دوره احساس بهتری دارند و دوره درمان را رها می کنند. پدیده ای که معمولا به اشتباه به حساب موثر بودن درمان گذاشته می شود. بنابراین، داده های روانپزشکان بسیار قابل تردید خواهد بود.
 افرادی که برای بیماری های این چنینی به روانپزشک مراجعه می کنند، معمولا به حدی از استیصال رسیده اند که حاضر شدند مشکلاتی را با روانپزشک در میان بگذارند. بنابراین، درگیر کردن آن ها در یک آزمایش از نظر اخلاقی مشکل تر از حالت دارو است.
طراحی آزمایش دو سو کور به وضوح بسیار سخت تر از حالت قبل است. یک روانپزشک به راحتی خواهد فهمید که یک روش درمانی را پیاده می کند یا یک روش شبه درمانی.

پ.ن.: من به فروید علاقه داشتم و دارم و کتاب آیزنک نتوانسته و نخواهد توانست از علاقه ی من به فروید کم کند. کتاب «تمدن و ملالت های آن» فروید، نمونه ای از یک اثر هنرمندانه ی علمی است که من از خواندن آن لذت بردم. از روش های تجربی و رفتارگرایانه در روانشناسی متنفرم و احساس می کنم اگر قرار است اتفاق مهمی در علم روانشناسی رخ دهد، باید چهارچوبی مشابه با مدل فرویدی از روان انسان داشته باشد.

۱۳۸۹ آبان ۱۶, یکشنبه

دومین سمینار ریاضیات مالی مرکز تحصیلات تکمیلی در علوم پایه

علاقه مندان به ریاضیات مالی در ایران، خصوصا آن هایی که قصد آشنایی با این رشته را دارند، شرکت در سمینار ریاضیات مالی مرکز تحصیلات تکمیلی در علوم پایه زنجان توصیه می شود.
دانشجویان ریاضی مالی هم می توانند مقالاتی مرتبط با پایان نامه ی خود برای این سمینار بفرستند.

پ.ن.: هنوز سایت سمینار کار نمی کند.

۱۳۸۹ آبان ۱۵, شنبه

نفرین ویندوز

نفرین بر ویندوز که وقتی مشکل پیدا می‌کند، باید زمین و زمان به هم دوخته شوند تا اشکال بر طرف شود. چندی بود که ویندوز من دچار  مشکل شده بود. یو اس بی ها خیلی کند کار می کردند و تازه هیچ چیز، نه موس و نه کیبرد خارجی شناخته نمی شدند. حتی وقتی درایور آن ها را دانلود و نصب می کردی باز هم ویندوز آن ها را نمی شناخت. دیگر اعصاب خورد کن شده بود. متخصصان آی تی دانشگاه لوریر هم که چندماه است نتوانسته اند پرینتر اتاق کارم را درست کنند. خلاصه این قدر اوضاع بی ریخت است که دعا می کنم  زودتر ویزای آمریکا آماده شود و بروم دانشگاه میشیگان. از بس که از صفحه ی کامپیوتر مقاله خوانده ام چشم درد گرفتم.
هرچند حالا فعلا جهت رفع مشکل کامپیوترم که خودم می توانستم حل کنم، ویندوز را بوسیدم و کنار گذاشتم و یک اوبونتوی ۱۰.۰۴ ال تی اس نصب کردم. خوشبختانه بهترین نصب اوبونتوی زندگیم بود. تمام سخت افزار حتی سخت افزار اثرانگشت را شناخت. تنها موس موسوم به ترک پوینت را نشناخت که آن هم راه حلش  در اینترنت یافت می شد. خلاصه، از شر نفرین ویندوز خلاص شدم. نه تنها این که پیش پای همین پست، داشتم با ویژگی های دسکتاپ سه بعدی آن ور می رفتم. چه حالی می دهد این ویژگی های دستکتاپ سه بعدی!
بدترین چیزی که در مورد ویندوز می توان گفت این است که مشکلات آن را نمی توان از طریق جستجو در اینترنت حل کرد؛ مخصوصا برای آدم های یولی مثل من. حالا من کلی جستجو کردم و یک صفحه درسایت مایکروسافت پیدا کردم که در کمال پررویی ادعا می کرد مشکل را حل می کند، اما نکرد. ننگ بر تو ای دروازه های بیل!
حالا مانده نصب تک لایو ۲۰۱۰ و کود بلاک برای برنامه نویسی در سی پلاس پلاس.

پ.ن.: من مدت ها بود که از اوبونتو استفاده می کردم. اما این کامپیوتر جدید را که خریدم حوصله ی نصب اوبونتو نداشتم. این دانشگاه لوریر هم تمام سیستم ش ویندوزاست و حتی برای وصل شدن به اینترنت وایرلس باید یک نرم افزار که فقط تحت ویندوز کار می کند را نصب کنیم. بنابراین مجبور بودم در آفیس از ویندوز استفاده کنم. حالا باید راهی هم برای حل این مشکل پیدا کنم.

۱۳۸۹ آبان ۱۰, دوشنبه

استعاره، مدل و نظریه در علوم و فایننس

عنوان این پست را از روی عنوان سخنرانی ماه نوامبر امانوئل درمان (Emanuel Derman) در موسسه ی فیلدز تورنتو انتخاب کردم. امانوئل درمان را در ایران نمی شناسند، همانطور که خیلی های دیگر را. بنابراین به خود اجازه می دهم کمی از او بنویسم.
امانوئل درمان در آفریقای جنوبی به دنیا آمد و در هفده  سالگی برای تحصیل در دانشگاه کلمبیا در نیویورک به آمریکا آمد. در آن جا فیزیک خواند و تحصیلات خود را در فیزیک ذرات بنیادی که آن زمان رشته ای پر طرفدار بود و دانشگاه کلمبیا پر از بزرگان این رشته از جمله چند نوبلیست. اگر کتاب «زندگی من به عنوان یک کوانت» را بخوانید، نوستالژی امانوئل در مورد دانشگاه کلمبیا را در می یابید.
به گفته ی امانوئل، پس از جنگ سرد کار پیدا کردن در فیزیک ذرات بنیادی کمی سخت شد و بسیاری از فارغ التحصیلان برجسته مشکلاتی در پیدا کردن کار مورد علاقه ی خود داشته اند. بنابراین، بسیاری راه تغییر رشته را برگزیدند. امانوئل هم به بانک رفت و تبدیل به یک کوانت شد. خاطره ی امانوئل از اولین کارش در بانک این بود که رئیس ش مساله ای به او سپرد و او شروع به بررسی عمیق آن کرد. پس از دو هفته مساله را به شکلی عمیق حل کرد. اما رئیس به او فهماند که مهم نیست که چه قدر عمیق این کار را انجام می دهد. سرعت این جا مهم تر است. یک کار کثیف تر ولی سریع تر گاهی بهتر است تا یک کار تمیز و زمان بر. امانوئل سال ها به عنوان کوانت در بانک سرمایه گذاری گلدمن ساکس کار کرد. اکنون او به کلمبیا؛ دانشگاه مورد علاقه ی خود؛ بازگشت.
سخنرانی امانوئل سخنرانی بسیار زیبایی بود. او مدل های ریاضی را به استعاره در ادبیات تشبیه کرد. مثلا همانطور که ما می گوییم لعل لب و سرخی لب را به لعل تشبیه می کنیم، یک مدل ریاضی چیزی است که شباهت هایی با پدیده ی اصلی دارد. این جا لعل یک مدل برای لب است که بر رنگ سرخ آن تاکید دارد. اما بر خلاف ادبیات،  در علوم و فایننس استعاره برای لذت نیست. بلکه برای شناخت و پیشبینی ابعاد پدیده است.
طبیعتا همان طور که می توان باغچه را به بهشت تشبیه کرد ولی نمی توان آن را جای بهشت برین فروخت، به یک مشتری هم نمی توان یک ابزار مشتق را با قیمت حاصل از مدل بلک-شولز فروخت و نگفت که این مدل با واقعیت تفاوت دارد. به بیان امانوئل، «باید خاک را زیر فرش جارو کرد اما به مشتری هم گفت.»
امانوئل به لطیفه ای از اندرو لو اشاره کرد که «در فیزیک سه قانون 99% داده ها را شرح می دهد، اما در فایننس باید بیش از 99 قانون وضع کرد تا 3% را شرح داد.» اما بعد اشاره کرد که یک قانون اساسی در فایننس وجود دارد: قانون «یک قیمت». قانون یک قیمت می گوید که اگر دو دارایی در آینده به طور قطع و یقین قیمت برابری داشته باشند، حتما قیمت فعلی آن های هم یکی خواهد بود. نتیجه ی این قانون، احکامی است که به آن ها احکام فارغ از مدل می گوییم و مثلا زوجیت اختیار خرید و فروش و یا زوجیت دو نرخ ارز.
سخنرانی درمان بسیار زیبا و مقدماتی بود و طیف وسیعی از بینندگان را پوشش داد. قدرت بیان و استفاده از مثال های جذاب سخنرانی را بیشتر از یک سخنرانی علمی به یک نمایش سرپا تبدیل کرده بود. مثلا او از نظریه ی عواطف اسپینوزا استفاده کرد تا تشریح کند که عواطف انسانی همگی مشتقاتی روی سه احساس اولیه ی «رنج»، «لذت» و «خواهش» هستند. مثلا می توان عشق را لذت ناشی از یک شیئ خارجی دانست یا ترس را انتظار از یک رنج در آینده. 
و اما نظریه از نظر امانوئل یک حقیقت بیرونی را توضیح می دهد. نظریه به ما می گوید حقیقت این است، حال آن که مدل به ما سایه ای از حقیقت را نشان می دهد. نظریه هرگز سعی نمی کند که تنها جنبه هایی از آن چه مشاهده می کنیم را نشان دهد، بلکه می خواهد جهانی که مشاهده می کنیم را تماما با چند اصل ساده توضیح دهد. بنابراین در فایننس می توان به نظریه ی عدم وجود آربیتراژ یا نظریه ی تعادل عمومی بازار را توضیح داد. اما بلک-شولز یک مدل است و سایه ای از آن چه در بازار می گذرد را منعکس می کند. شاید تفاوت مدل بلک-شولز با واقعیات بازار مثل تفاوت لعل و لب باشد. اما اگر فقط هدف ما توصیف قرمز بودن لب باشد، مدل بلک-شولز می تواند استعاره ی خیلی خوبی باشد.

پ.ن.: به زودی متن سخنرانی و اسلایدهای آن را می توانید در سایت فیلدز پیدا کنید.