حق نسخه‌برداری (کپی رایت)

----------------------توجه: استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع مجاز است.

۱۳۹۲ آذر ۴, دوشنبه

مجله‌ی شفاهی

مجله‌ی شفاهی یک مجله‌ی تصویری است که توسط تعدادی از اساتید و دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف که بیشتر آن‌ها از دوستان گرامی بنده هستند تشکیل شده است. این مجله که دانشجویان تحصیلات تکمیلی را هدف گرفته است، جلسات بحث و سخنرانی ضبط شده را با هدف افزایش دانش عمومیِ افراد در زمینه‌های گوناگون ریاضیات، در دسترس عموم قرار می‌دهد. 

ایده‌ی این مجله از نظر من فوق‌العاده است. راه انداختن یک مجله کاغذی انرژی و هزینه‌ی قابل توجهی نیاز دارد. با وجود این که فیلم‌برداری و ضبط و کارهای جنبی مربوط به وب‌سایت هم کار راحتی نیست، اما در مقایسه با مجله‌ی چاپی به مراتب کم هزینه تر است. به علاوه، شکل خودمانی سخنرانی‌ها و بحث‌ها هم در نوع خود جالب توجه است. نقطه‌ی منفی این نوع مجله این است که نه حرف‌ها  و نه نوشته‌های اسلایدها و تخته به اندازه‌ی نوشته‌های مقالات دقیق و واضح هستند. اما در عوض مطالبی بیشتری را با هزینه‌ی کمتر می‌توان در مجله‌ی شفاهی عرضه کرد.

به عنوان پیشنهاد ویدیو جلسه‌ی «اثبات مزاحمی سرسخت در ریاضیات» در شماره‌ی هفتم فروردین ۹۲ را نگاه کنید. این مزاحمت را من هم احساس کردم، مخصوصا در بخش آموزش ریاضی. با وجود این که بحث‌های این جلسه بسیار کلی هستند و تمام ریاضیات را شامل می‌شوند، اما شروع آن در بحث آموزش است. من هم دوست دارم پستی در این زمینه بنویسم. شاید به زودی!

پ.ن.: مدتها بود که می‌خواستم این وبلاگ رو پست‌بارون کنم اما دریغ از یک ربع وقت خالی! حالا که اومدم بنویسم یادم نمی‌اومد که قرار بود راجع به چی بنویسم. کلی فکر کردم تا یادم اومد!

۱۳۹۲ آبان ۱۵, چهارشنبه

من سه بار حسابان یاد گرفتم!

درست است! من سه بار حسابان یاد گرفتم:

بار اول وقتی بود که در سال‌های ۱۳۷۴-۷۵ دروس ریاضی ۱،۲ و ۳ را به عنوان دانشجوی لیسانس ریاضی دانشگاه علم صنعت گرفتم.

بار دوم وقتی بود که در دانشگاه شریف بین سال‌های ۱۳۷۹-۸۲ حل تمرین دروس ریاضی ۱ و ۲ در دانشگاه شریف بودم.

بار سوم همین الان است که درس ریاضی ۳ تدریس می‌کنم.

انگاه یادگرفتن تمام شدنی نیست!

بار اول و دوم روش‌ها و جزئیات را یاد گرفتم. بار سوم دارم یاد می‌گیرم که دانشجویان چگونه حسابان را یاد می‌گیرند.

۱۳۹۲ آبان ۶, دوشنبه

روزمرگی‌ها

این روزها مشغول نوشتن یک پروپوزال برای گرنت هستم. یکی دو روز دیگر باید تحویل داده شود و من اصلا نمی‌دانم که چه گلی به سر بزنم که تمام شود!

یک دو ماهی است که با پکیج tikz در لاتک آشنا شدم. قدیم‌تر همه‌ی گراف‌ها را با spstrick می کشیدم. با این که pstricks خیلی قدرتمند است، اما tikz بعضی کارها را سریع‌تر انجام می‌دهد و برای من هم الان سرعت خیلی مهم است. درس ریاضی ۳ ای که تدریس می‌کنم نیاز به کلی شکل رویه و خم و ... دارد که tikz در اسرع وقت رسم می کند.

دغدغه‌ی این روزهای من هم کار حسابی کردن است. کاری که به اندازه‌ی کافی نظر اهل فن و علما را جلب کند. موضوع مهم است و البته مساله از آن مهم‌تر.

آخر این هفته قرار است بروم یک کنفرانسی که سال قبل قرار بود برگزار شود. اما طوفان سندی باعث شد برق ناحیه‌ی جرزی قطع شود و کنفرانس هم لغو.

۱۳۹۲ مهر ۱۸, پنجشنبه

کنفرانس ریاضی مالی علامه

اطلاعیه مربوط به این کنفرانس با نام «ریاضیات و علوم انسانی» و با محوریت ریاضی مالی به شرح زیر است:



سومین همایش ریاضیات و علوم انسانی
همکاران گرامی
اساتید محترم و دانشجویان عزیز
با سلام و احترام
به اطلاع می رساند که سومین همایش دوسالانه ریاضیات و علوم انسانی با محوریت " ریاضیات مالی" روز های چهارشنبه 30 ام بهمن و پنجشنبه اول اسفند سالجاری در دانشکده های اقتصاد و علوم ریاضی  دانشگاه علامه طباطبایی بر گزار خواهد شد .
اهداف این همایش عبارتند از :
فراهم آوردن زمینه های تبادل نظر بین فعالان بازار سرمایه و پژوهشگران  دانشگاهی در زمینه ی ریاضیات مالی و مهندسی مالی ، شناسایی زمینه های تحقیقاتی مورد نیاز بازار سرمایه از سوی اساتید و دانشجویان  و لذا هدایت تحقیقات به سوی رفع نیاز های واقعی کشور ، شناسایی مسایل آموزشی مورد نیاز بازار سرمایه و ایجاد زمینه برای تغییرات مناسب در برنامه های آموزشی ، و آشنا کردن کردن بازار های پولی و مالی با رشته های تحصیلی ریاضیات مالی و مهندسی مالی .
از کلیه علاقمندان به مباحث مربوط به ریاضیات مالی و مهندسی مالی و کاربرد های آن در بازارهای سرمایه دعوت می شود تا با ارایه ی مقاله ، برگزاری کارگاه علمی ، و راه اندازی نمایشگاه در این همایش شرکت کنند و زمینه های ارتقاء علمی و فنی مربوط به بازارهای پول و سرمایه، فراهم شود .
لازم به ذکر است که اطلاعات مربوط به همایش از جمله: کمیته های علمی و اجرایی ، چگونگی ثبت نام، نحوه­ی ارسال مقاله، هزینه­های ثبت نام، مسکن، و غیره ، در  نخستین فراخوان مقاله ظرف هفته ی اول آبان در سایت Femath.ir منتشر خواهد شد .
محمد جلوداری ممقانی
دبیر همایش

۱۳۹۲ شهریور ۲۴, یکشنبه

نصب کیبورد فارسی روی آی‌پد و آی‌فون

وقتی که اولین آی‌پدم را خریدم، بزرگترین مشکلم با آن نوشتن به زبان فارسی بود. یک سری زبان‌ها در لیست زبان‌های آی‌پد (آی‌فون) موجود هستند که می‌توانید کیبوردشان را نصب کنید. اما از زبان فارسی خبری نیست. نزدیک‌ترین آن‌ها به فارسی عربی است. اما فارسی نوشتن با کیبورد عربی اصلا راحت نیست. بیشتر لینک‌های موجود در اینترنت برای فارسی نوشتن فقط دو راه پیشنهاد می‌کنند و به اشتباه فکر می‌کنند که هیچ راهی غیر از این دو وجود ندارد: جیلبریک (Jailbreak) و نصب کیبورد عربی.
من هیچ کدام از این دو راه را دوست نداشتم. جیلبریک بسیاری از مزایای آی‌پد را از بین می‌برد و کیبورد عربی زندگی را مشکل می‌کند. بنابراین رفتم سراغ اپ‌های فارسی نویس. چند تا شان را نصب کردم که پولی هم بودند. اما هیچ کدام عملا پشیزی نمی‌ارزیدند. سرانجام بعد از مدت‌ها اصرار و ابرام راه ذکر شده در این لینک (Non Jailbreak Method) را پیدا کردم. طبق ادعای این لینک، کیبورد فارسی در iOS وجود دارد فقط پنهان شده است و باید با روش ذکر شده آن را فعال کرد. اتفاقا این روش کار کرد و از آن وقت تا کنون من این روش را روی دو آی‌فون و یک آی‌پد مینی پیاده کردم، همگی موفق.
از آن موقع تا الان بیش از یک سال می‌گذرد ولی هنوز وقتی در اینترنت «نصب کیبورد فارسی روی آی‌پد و آی‌فون» را جستجو می‌کنی، می‌بینی که راه حل ها به کیبورد عربی یا جیلبریک محدود هستند و باید با زرنگی چیزی مثل «Enable farsi keyboard iOS ipad» را جستجو کنی تا این لینک پیدا شود. بنابراین گفتم شاید بهتر باشد در یک پست این روش را توصیه کنم. منطق این روش طوری است که به نظر نمی‌رسد اشکالی در آن باشد. تنها اشکال آن این است که نرم‌افزار iBackupBot که در گذشته مجانی بود، الان پولی است و اجازه‌ی ذخیره‌ی تغییرات (کیبورد فارسی) را نمی‌دهد. برای حل این مشکل هم می‌توانید از نرم‌افزارهای مشابه که در این لینک معرفی شده‌اند استفاده کنید. فقط دقت کنید که این دستورات را مو به مو اجرا کنید.

پ.ن.: البته آخرین باری که این روش را امتحان کردم، با این که به خوبی کار کرد اما وقتی کیبورد را به فارسی عوض می‌کنی، روی آن به جای «فارسی»، «ارسی» حک می‌شود. البته به طور خودکار بعد از یک ثانیه محو می‌شود. شاید هنگام ادیت فایل‌های مربوط اشتباهی «ف» را پاک کردم.

۱۳۹۲ شهریور ۱۹, سه‌شنبه

ادپتور

امروز قرار بود رویه‌های درجه‌ی دو را درس بدهم. برای این که در وقت صرفه‌جویی کنم، یک عالمه گشتم و بالاخره یک جاوا اپلت خوب برای این کار پیدا کردم. اما وقتی رفتم سر کلاس، فهمیدم که یادم رفته ادپتور وی جی ای مخصوص کامپیوترم رو بیارم. البته مشکلی نبود، چون یک کامپیوتر مک داشتم و ادپتورش هم موجود بود. اما وقتی خواستم ادپتور را به کابل وی جی ای نصب کنم، دیدم که یک قطعه‌ی دیگر هم لازم است که نداشتم. بالاخره مجبور شدم همه چیز را پای تخته بکشم که اصلا هم خوب از آب درنیامد.
حالا این ادپتور از آخرین باری که استفاده شده تا همین چند وقت پیش به طرز بسیار آزاردهنده‌ای جلوی دست و پای آدم بود. اما درست همان موقع که لازمش داری، گم و گور می‌شود.

۱۳۹۲ شهریور ۳, یکشنبه

من استادم به تو چه!

دوشنبه (۴ شهریور)  اولین تجربه‌ی تدریسم در دانشگاه جدید خواهد بود که شامل یک درس ۵ واحدی حسابان می شود. با توجه با تجربه‌ی حل تمرین درس مشابه در دانشگاه شریف، نباید مشکل خاصی وجود داشته باشد. به علاوه که در ۲ سال و اندی که در دانشگاه میشیگان بودم، نکات زیادی در مورد تدریس یاد گرفتم. البته نه نکاتی که آدم را معلم بهتری کند، بلکه نکاتی که جلوی سوتی‌های ناجور را بگیرد.
بعضی چیزها که در ایران خیلی اهمیتی ندارند، اینجا مهم هستند و عدم رعایت آن‌ها ممکن است به قیمت شغل آدم تمام شود. مثلا غیبت استاد از کلاس درس، نمره‌ی اشتباه عمدی و سهوی که باعث افتادن دانشجو شود، توهین و تحقیر دانشجو ولو به قصد شوخی، عدم تحویل برگه‌ی تمرین یا امتحان به دانشجو و عدم حضور در دفتر کار در ساعات مراجعه از این موارد است. مثلا یکی از اقوام نزدیک بنده که در ایران در حال تحصیل است، از استاد خود تقاضا کرده برگه‌ی امتحانش را ببیند که استاد از دادن آن خودداری کرده است. یادم می‌آید که در دوره‌ی کارشناسی خود، دانشکده‌ی ریاضی دانشگاه علم و صنعت چندین بار این اتفاق برای خودم افتاد. مثلا از استاد درس خواستم بگوید نمره‌ی تمرین و امتحان من چند بوده که نمره‌ی نهایی من فلان شده است، که جواب «به تو چه» نثار بنده کردند. حالا تصور کنید که اگر می خواستم به برگه‌ی امتحان نگاهی بیاندازم چه جوابی می دادند. یادم می‌آید که در کارشناسی ارشد در دانشگاه شریف یک استاد بی‌ادب (منظور نداشتن اخلاق حرفه‌ای) داشتیم که البته بعد از سال‌ها بی‌ادبی از دانشکده اخراج شد. (البته علت اصلی اخراجش بی‌ادبی نبود، بلکه نداشتن مقاله‌ی پژوهشی بود! ولی احتمالا بی‌ادبی به این قضیه‌ی دامن زد.)
در دانشگاه‌های اینور آب، صرف نظر از این که دانشگاه درجه‌ی یکی مثل هاروارد باشد یا دانشگاه درجه‌ی بسیار پایین‌تر که بیرون از شهر کسی آن را نمی‌شناسد، هر یک از این رفتارها موجب به اخراج استاد می‌شود. روشن‌تر بگویم، قوانین فدرال و ایالتی به علاوه‌ی سیاست‌های دانشگاه به خوبی از حقوق دانشجویان دفاع می‌کنند. گرچه بخشی از این حقوق از این که دانشجویان بابت هزینه‌ی تحصیل‌شان به دانشگاه شهریه‌ی می‌پردازند، ناشی می‌شود (در دانشگاه‌های پولی ایران حقوق دانشجو حتی بیشتر از دانشگاه‌های دولتی ضایع می‌شود)، اما بخش اصلی آن این است که افراد جامعه به این حقوق اعتقاد دارند. از طرف دیگر روابط بر مبنای برتری یک گروه بر دیگری بنا نشده است. یعنی مثلا استاد برتر از دانشجو نیست، بلکه استاد و دانشجو هر یک حقوق خودشان را دارند و این حقوق طوری تدوین شده‌اند که هر دو را حتی‌الامکان راضی کنند و با هم تقابل نداشته باشند.
مثلا این حق دانشجو از که در هر زمان از ساعات مراجعه‌ی، استاد را در اتاق کارش ببیند و تا پایان ساعت مراجعه در اتاق کار استاد بماند تا مشکلش رفع شود. از طرف دیگر استاد با وجود این که محل شهریه‌ی دانشجو پول می‌گیرد، حق دارد که از دانشجو بعد از زمان مقرر، تمرین را تحویل نگیرد و نمره‌ی آن را صفر رد کند. دانشجو حق دارد از ابتدای ترم بداند که نمره‌ی نهایی بر اساس چه فرمولی از روی نمرات تمرین و کوییز و امتحان تعیین می‌شود. بعد باید تمام آن‌ها را تصحیح شده تحویل بگیرد و ببیند که آیا استاد نمره‌ی نهایی را بر اساس فرمول ابتدای ترم درست حساب کرده است یا نه. طبیعی است که اگر دانشجو بر این اساس نمره‌ی قبولی نگیرد، نمی‌تواند به هیچ وجه درس را بگذراند حتی اگر فرزند رئیس دانشگاه یا رئیس جمهور باشد.
رعایت برخی از حقوق دانشجو بر عهده‌ی استاد است، در حالی که رعایت برخی دیگر از این حقوق بر عهده‌ی دانشکده و دانشگاه است. دانشجویی که در یک دانشگاه پذیرفته حق دارد که برنامه‌ی درسی منظم و با حساب کتاب بگیرد. مثلا این فامیل نزدیک ما که در دوره‌ی فوق لیسانس مشغول است، باید دو درس اجباری در این ترم بگیرد که هر دو درس در یک زمان ارائه شده اند. واکنش مدیر گروه به این مشکل در برابر عده‌ای از دانشجویان معترض این بود که: «می خواستید این دانشگاه را انتخاب نکنید.» بنابراین فامیل نزدیک ما به استاد راهنمای خودش مراجعه کرد که اگر یک از این دو درس که پیش نیاز را نگیرند، باید برای اتمام دوره یک ترم اضافه بمانند و طبق قوانین (جدید) باید پول آن یک ترم را بدهند. واکنش استاد راهنما هم چیزی بود در این مایه که خوب پول بدهی مگر چه می‌شود. این مشکل معمولا وقتی رخ می‌دهد که مدیر دوره نه تنها آدم بسیار بی فکر و بی مسوولیتی است، که راحتی اساتید درس را به حقوق مسلم دانشجویان ترجیح می‌دهد. در کل این نوع تفکر و عمل ناشی از تفکر غیربالغ ِ برتر دانستن استاد به دانشجو است و این که همین نیم‌چه خدماتی که به دانشجو ارائه می‌کنی هم از سر دانشجو زیاد است.
از بحث در مورد حقوق دانشجو بگذریم. می‌خواستم راجع به شهر جدید و دانشگاه جدید بنویسم که شد یک بیانیه در باب حقوق دانشجو. شاید در این سه سال و اندی که از شرایط دانشگاهی ایران دور بودم، شرایط بهتر شده باشد. اما من هنوز خاطره‌ی سال‌هایی که استادها هر کاری دوست داشتند می‌کردند و کسی را یارای مقابله با آن‌ها نبود نمی‌توانم فراموش کنم و هی در مورد آن می‌نویسم. مشکلات فامیل نزدیک با اساتیدش هم مزید بر علت شد و داغ این دل داغ دیده را تازه کرد. البته همیشه اساتیدی بودند که حقوق دانشجو را رعایت می‌کردند. اما به قول امروز‌ی‌ها تا این حقوق نهادینه نشود، نمی‌توان از آن‌ها دفاع کرد و شکایت دانشجویان به جایی نمی‌رود. نهادینه شدن این حقوق هم با رعایت داوطلبانه‌ی آن ممکن نیست.