ما از فرودگاه به منزل صاحبخانه رسیدیم و صاحبخانهی ما که یک دختر مهربان است، ما را برای گردش به اطراف برد و چند فروشگاه را نشانمان داد. فردای آن روز ما کمی دچار مشکل شدیم چون کلید را در خانه جا گذاشتیم و قفلساز محترم به دادمان رسید و در ازای 95 دلار ناقابل یک کارت انداخت در را برایمان باز کرد. همان روز من جو را دیدم. جو در واقع ناظر بر اعمال علمی من به عنوان پستداک است. او یک آدم راحت و فوقالعاده جالب است. قطعا در پستهای بعدی نکاتی از او خواهم نوشت.
از روز آمدن ما در اینجا هوا به افتحار ما آفتابی بوده و ابری نشده. اما مثل این که فردا قرار است باران بیاید و خوشآمد گویی هوا به ما تمام شود.
دوست ایرانی که هنوز پیدا نکردیم. اما فکر کنم صاحبخانهی عزیز دوست خوبی باشد. در ضمن وقتی در ایران بودیم هم یک صاحبخانهی بالقوه داشتیم که خانهاش را به ما اجاره نداد. در عوض در پیدا کردن این جایی که الان در آن هستیم کمک کرد.
تنها مشکلی که داشتیم این بود که گفتند که دکترات کو. من هم جریان پرطمطراق رد شدن ویزای فرانسهی خود را برایشان گفتم و این که در شریف دفاع کردم. البته چون شریف هیچ مدرک انگلیسی به من نمیدهد که من دفاع کردم، مجبورا برای اثبات این که من دکتری دارم هم یک عالمه بدبختی کشیدم. پلیتکنیک هم که گفته بود تو برو کانادا تا ما دفاعت را بندازیم کانادا و تازه یک نامه هم داده بود به دانشگاه کانادایی که جریان را توضیح دهد. اما ظاهرا منشی گیج پلیتکنیک نامه را به یک ناکجا آباد پست کرده بود.
دیروز هم دو تا کلاس شرکت کردم که از دو ماه پیش شروع شده بود. لینک اولیش این جاست و لینک دومیش این جا.
با این که دو ماه از کلاسها میگذرد اما من دیروز مطالب هر دو کلاس را به راحتی دنبال کردم. فکر کنم این نتیجهی مطالعاتی باشد که در یک سال ونیم گذشته انجام دادم. به هر حال هر دو کلاس بسیار سودمند و مفید هستند. توصیه میکنم اگر به ریاضیات مالی علاقهمندید، متن درسی هر دو کلاس را دانلود کنید و بخوانید.
خلاصه این یک هفته این قدر ماجرا داشتیم که انگار یک ماه طول کشید.
دوست ایرانی که هنوز پیدا نکردیم. اما فکر کنم صاحبخانهی عزیز دوست خوبی باشد. در ضمن وقتی در ایران بودیم هم یک صاحبخانهی بالقوه داشتیم که خانهاش را به ما اجاره نداد. در عوض در پیدا کردن این جایی که الان در آن هستیم کمک کرد.
تنها مشکلی که داشتیم این بود که گفتند که دکترات کو. من هم جریان پرطمطراق رد شدن ویزای فرانسهی خود را برایشان گفتم و این که در شریف دفاع کردم. البته چون شریف هیچ مدرک انگلیسی به من نمیدهد که من دفاع کردم، مجبورا برای اثبات این که من دکتری دارم هم یک عالمه بدبختی کشیدم. پلیتکنیک هم که گفته بود تو برو کانادا تا ما دفاعت را بندازیم کانادا و تازه یک نامه هم داده بود به دانشگاه کانادایی که جریان را توضیح دهد. اما ظاهرا منشی گیج پلیتکنیک نامه را به یک ناکجا آباد پست کرده بود.
دیروز هم دو تا کلاس شرکت کردم که از دو ماه پیش شروع شده بود. لینک اولیش این جاست و لینک دومیش این جا.
با این که دو ماه از کلاسها میگذرد اما من دیروز مطالب هر دو کلاس را به راحتی دنبال کردم. فکر کنم این نتیجهی مطالعاتی باشد که در یک سال ونیم گذشته انجام دادم. به هر حال هر دو کلاس بسیار سودمند و مفید هستند. توصیه میکنم اگر به ریاضیات مالی علاقهمندید، متن درسی هر دو کلاس را دانلود کنید و بخوانید.
خلاصه این یک هفته این قدر ماجرا داشتیم که انگار یک ماه طول کشید.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر