دوست عزیز و فرهیختهی من محمدصالح زارعپور، در حین چت از من پرسید که فرق فرانسه و کانادا را چگونه دیدهام. از آن جا که به دلیل کیفیت بی نظیر اینترنت در کشورمان، او هی از چت خارج میشد، من نمیتوانستم پاسخ سوال او را بدهم، به او قول دادم که یک پست در این باره بنویسم.
اولین چیزی که به نظرم میرسد، سیستم حمل و نقل عمومی است. در پاریس مترو و RER(قطار بین پاریس و حومه) از حدود ساعت پنج تا ۱۲ شب کار میکرد. در مرکز پاریس، اتوبوسها نقشی در حمل و نقل ایفا نمیکردند و در حومه اتوبوسها جاهای زیادی را پوشش میدادند، اما بسیاری از آنها یکشنبهها کار نمیکردند و ساعتهایی از روز هم با تواتر کمی کار میکردند.
در تورنتو مترو دو خط بیشتر ندارد و قطارهای رو زمینی و اتوبوسها شبانه روزی کار میکنند و از هر نقطه به هر نقطه حتی در حومه میتوان به راحتی جابهجا شد، گرچه به وضوح هزینهی رفتوآمد در چنین سیستم غیربهینهای بالا است.
یک فرق کوچک دیگر این جا با پاریس این است که این جا ماشین فرانسوی اصلا دیده نمیشود. کبک را نمیدانم. شاید آن جا باشد.
در مقولهی معماری شهری، خیابانها پاریس پر از ساختمانهای زیبای قدیمی، خیابانهای نامنظم مفروش با سنگ، کافههای سنتی با عطر قهوه، پارکهای حصاردار، و محلههای قدیمی است. حتی مغازههای جدید امروزی هم نتوانسته روح شهر را تسخیر کند.
در تورنتو انگار خیابانها را با خطکش کشیدهاند. ساختمانهای قدیمی در مرکز شهر به ندرت دیده میشوند. بجز اطراف دانشگاه تورنتو همه چیز به مدرنیتهی زشت اختصاص یافته است. برج های بی قواره، ساختمانهای شیشهای، کافههایی که بیشتر شبیه فست فود هستند و در آن ها قهوه در لیوانهای بزرگ سرو میشود. نگاه در دو شهربه معماری شهری بسیار متفاوت است. در پاریس به ساختمانهای مدرن با نمای شیشه اجازهی خودنمایی در بخشهای مرکزی پاریس را نمی دهند. درحالی که در تورنتو به منظور گسترش موزهی ملی شهر که متشکل از یک ساختمان قدیم با نمای زیبا و حیاط وسیع بوده است، در حیاط آن یک ساختمان مدرن شیشهای زشب و غیر متناسب ساخته اند و تازه پز هم می دهند که هیچ ستونی در این ساختمان افقی یا عمودی نیست و همه مایل هستند.
در تورنتو انگار خیابانها را با خطکش کشیدهاند. ساختمانهای قدیمی در مرکز شهر به ندرت دیده میشوند. بجز اطراف دانشگاه تورنتو همه چیز به مدرنیتهی زشت اختصاص یافته است. برج های بی قواره، ساختمانهای شیشهای، کافههایی که بیشتر شبیه فست فود هستند و در آن ها قهوه در لیوانهای بزرگ سرو میشود. نگاه در دو شهربه معماری شهری بسیار متفاوت است. در پاریس به ساختمانهای مدرن با نمای شیشه اجازهی خودنمایی در بخشهای مرکزی پاریس را نمی دهند. درحالی که در تورنتو به منظور گسترش موزهی ملی شهر که متشکل از یک ساختمان قدیم با نمای زیبا و حیاط وسیع بوده است، در حیاط آن یک ساختمان مدرن شیشهای زشب و غیر متناسب ساخته اند و تازه پز هم می دهند که هیچ ستونی در این ساختمان افقی یا عمودی نیست و همه مایل هستند.
همین هرم شیشهای لوور که برای کاهش مشکلات ورود و خروج بازدیدکنندگان ساخته شده از نظر خیلی از مردم فرانسه نمای محوطهی لوور را نا زیبا کرده است. چه برسد به این چیز سیخ سیخی که اصلا معلوم نیست آیا ضرورت در ساخت آن وجود داشته است.
از نظر الگوی مصرف مواد غذایی، در پاریس شیرینیها کوچک و با شیرینی کنترل شدهتر، غذاها کوچک و کم حجمتر، وقهوهها هم غلیظ و کم حجم بودند. این جا یک قهوهی کوچک لیوانی است. و بزرگ آن آدم را یاد غول جک و لوبیای سحرآمیز می اندازد.
از نظر الگوی مصرف مواد غذایی، در پاریس شیرینیها کوچک و با شیرینی کنترل شدهتر، غذاها کوچک و کم حجمتر، وقهوهها هم غلیظ و کم حجم بودند. این جا یک قهوهی کوچک لیوانی است. و بزرگ آن آدم را یاد غول جک و لوبیای سحرآمیز می اندازد.
در آخر دربارهی رفتار مردم دو شهر با خارجیها باید اشاره کنم که در پاریس رفتارهای گرم با خارجیها کمتر صورت میگیرد تا در تورنتو. این جا از داخل فرودگاه تا رستورانها بسیار رفتارها دوستانه است. در پاریس رفتارها خشن و نا محترمانه نیست. اما چندان هم گرم و دوستانه نیست.
هرچه در این پست گفتم صرفا بر اساس تجربیات شخصی من است و نه لزوما حقیقت ماجرا و تجربیات شخصی من ممکن است اریب باشد. چون فعلا حوصلهی ادامه دادن این پست را ندارم، این پست را تمام میکنم.
هرچه در این پست گفتم صرفا بر اساس تجربیات شخصی من است و نه لزوما حقیقت ماجرا و تجربیات شخصی من ممکن است اریب باشد. چون فعلا حوصلهی ادامه دادن این پست را ندارم، این پست را تمام میکنم.
این نظر توسط نویسنده حذف شده است.
پاسخ دادنحذفسلام آقاي دكتر، سال نو را هر چند دير باشد را به شما تبريك ميگويم، اميدوارم سال پر از دلگرمي و شادكامي در ديار فرنگ :-) داشته باشيد. خيلي پست قشنگي بود آدم را ياد خاطرات كتاب هاي سير و سفر قديمي مياندازه. (زانيار)
پاسخ دادنحذف