دیروز بعدالظهر رفتم کافه ی چوخ ستاره (Star Bucks) یک قهوه و یک پامکین سفارش دادم و لپتاپم رو باز کردم و شروع به کار. دقایقی بعد فلیم بویل (Phelim Boyle) ظاهر شد و من دست تکون دادم. قهوه ش رو گرفت اومد سر میز من نشست و با هم کمی گپ زدیم. شرح ماجرا رو این جا هم نوشتم.
امروز با دوست کاناداییم دن (Dan) قرار داشتم. رفتیم دوباره کافه ی چوخ ستاره نشستیم قهوه خوردیم و گپ زدیم. در حال گپ زدن بودیم که دیدم فلیم از در کافه بیرون رفت. یعنی در کافه بود و من ندیدمش. این مرد همه جا هست.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر