فردا قرار است در کلاس فرایند تصادفی فرایندهای مارکف زمان پیوسته و حالت گسسته درس بدهم. علاوه بر کلاس خودم، باید کلاس مدرس دیگری را که نمیتواند سر کلاسش برود پوشش دهم. بنابراین، روز سختی خواهم داشت: دو کلاس فرایند تصادفی پشت هم، کلاس نظریهی احتمال و سخنرانی گروه که برای سومین هفتهی متوالی من سخنران آن هستم.
فردا قرار است سر هر دو کلاس هم مارکف تدریس کنم. راستش را بخواهید کمی برایم سخت است چرا که من هیچ وقت در هیچ درسی فرایندهای مارکف را نخواندم. اولین برخوردم با زنجیرهای مارکف، در پروژهی نفت بود که ایدههایی در استفاده از زنجیر مارکف در شبیهسازی مخازن نفت وجود داشت. بعد از آن کنکور دکتری ریاضی شریف بود که چندان هم خودم را آماده نکرده بودم. از ۶ سوال امتحان باید ۵ تا را مینوشتم که من سوال مربوط به زنجیر مارکف را ننوشتم و بقیه را نوشتم که از ۶۰ نمره ۵۹ گرفتم. بعد هم خاصیت مارکفی فرایندهای پخش را یاد گرفتم که خیلی هم چیز پیچیدهای نیست. مخصوصا که آنالیز خوبی بلد بودم.
حالا کار امروزم این بود که گپهای دانش خود را راجع به فرایندهای مارکف زمان پیوسته پر کنم و یک طرح درس بریزم. کاری که نزدیک ۳ ساعت از وقت امروزم را گرفت. خوشبختانه کمی نظریهی نیم-گروهها در فضاهای باناخ و هیلبرت بلد بودم که به دردم خورد تا سریعتر مطالب را بگیرم. همه چیز را به زبان نیم-گروهها ترجمه میکردم تا برایم آشناتر باشد. با این وجود احساس کسی را داشتم که چیزی را از سر به ته یادگرفته است!
آخر سر هم تهیهی اسلاید که آن هم سه ساعتی وقت گرفت. در این میان هم ساعات مراجعه بود که به سوالات دانشجویان جواب دادم.
یکی دو ماه دیگر باید به کلاس نظریهی احتمال، زنجیرهای مارکف (زمان و حالت گسسته) یاد دهم که فرایندهای مارکف را برای من از ته تا سر کامل خواهم کرد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر