امروز پیشنهاد پروژه ارسال شد و من یک نفس راحتی کشیدم. در طی این مدت صدها ایمیل را بدون جواب گذاشتم. آنهایی هم که جواب دادم فقط در این حد بوده که خواستم برای جواب مهلت یکی دو هفتهای بدهند. امروز با خیال راحت به کارهای دیگر خواهم رسید، از جمله آماده کردن مقالات پا در هوا.
یکی از معایب من این است که کارهایی که سررسید دارند را به موقع و درست انجام میدهم. اما همین که کاری، مثل نوشتن مقاله انفرادی، سررسیدی ندارد، مرتب آن را عقب میاندازم. اگر همهی کارها زمان سررسید داشت، احتمالا من کلی مقاله نوشته بودم. خلاصه به این فکر میکردم که کاش برای هر استاد دانشگاه یک آقا بالاسرِ خشن استخدام میکردند که برای اساتید دانشگاه سررسید تعیین می کرد و با چوب مجبورشان میکرد مقالههای عقب افتاده را بنویسند و بفرستند. بعد دیدم که این آقا بالاسرِ خشن وجود دارد. تمام روشهای کمی و کیفی ارتقای شغلی در دانشگاههای سراسر دنیا به نوعی نقش این آقا بالاسرِ خشن را بازی میکنند.
حالا اگه کسی آقابالاسر هم داشت اما بازم عین خیالش نبود چی؟؟؟؟؟؟؟/
پاسخ دادنحذف