دوشنبه (۴ شهریور) اولین تجربهی تدریسم در دانشگاه جدید خواهد بود که شامل یک درس ۵ واحدی حسابان می شود. با توجه با تجربهی حل تمرین درس مشابه در دانشگاه شریف، نباید مشکل خاصی وجود داشته باشد. به علاوه که در ۲ سال و اندی که در دانشگاه میشیگان بودم، نکات زیادی در مورد تدریس یاد گرفتم. البته نه نکاتی که آدم را معلم بهتری کند، بلکه نکاتی که جلوی سوتیهای ناجور را بگیرد.
بعضی چیزها که در ایران خیلی اهمیتی ندارند، اینجا مهم هستند و عدم رعایت آنها ممکن است به قیمت شغل آدم تمام شود. مثلا غیبت استاد از کلاس درس، نمرهی اشتباه عمدی و سهوی که باعث افتادن دانشجو شود، توهین و تحقیر دانشجو ولو به قصد شوخی، عدم تحویل برگهی تمرین یا امتحان به دانشجو و عدم حضور در دفتر کار در ساعات مراجعه از این موارد است. مثلا یکی از اقوام نزدیک بنده که در ایران در حال تحصیل است، از استاد خود تقاضا کرده برگهی امتحانش را ببیند که استاد از دادن آن خودداری کرده است. یادم میآید که در دورهی کارشناسی خود، دانشکدهی ریاضی دانشگاه علم و صنعت چندین بار این اتفاق برای خودم افتاد. مثلا از استاد درس خواستم بگوید نمرهی تمرین و امتحان من چند بوده که نمرهی نهایی من فلان شده است، که جواب «به تو چه» نثار بنده کردند. حالا تصور کنید که اگر می خواستم به برگهی امتحان نگاهی بیاندازم چه جوابی می دادند. یادم میآید که در کارشناسی ارشد در دانشگاه شریف یک استاد بیادب (منظور نداشتن اخلاق حرفهای) داشتیم که البته بعد از سالها بیادبی از دانشکده اخراج شد. (البته علت اصلی اخراجش بیادبی نبود، بلکه نداشتن مقالهی پژوهشی بود! ولی احتمالا بیادبی به این قضیهی دامن زد.)
در دانشگاههای اینور آب، صرف نظر از این که دانشگاه درجهی یکی مثل هاروارد باشد یا دانشگاه درجهی بسیار پایینتر که بیرون از شهر کسی آن را نمیشناسد، هر یک از این رفتارها موجب به اخراج استاد میشود. روشنتر بگویم، قوانین فدرال و ایالتی به علاوهی سیاستهای دانشگاه به خوبی از حقوق دانشجویان دفاع میکنند. گرچه بخشی از این حقوق از این که دانشجویان بابت هزینهی تحصیلشان به دانشگاه شهریهی میپردازند، ناشی میشود (در دانشگاههای پولی ایران حقوق دانشجو حتی بیشتر از دانشگاههای دولتی ضایع میشود)، اما بخش اصلی آن این است که افراد جامعه به این حقوق اعتقاد دارند. از طرف دیگر روابط بر مبنای برتری یک گروه بر دیگری بنا نشده است. یعنی مثلا استاد برتر از دانشجو نیست، بلکه استاد و دانشجو هر یک حقوق خودشان را دارند و این حقوق طوری تدوین شدهاند که هر دو را حتیالامکان راضی کنند و با هم تقابل نداشته باشند.
مثلا این حق دانشجو از که در هر زمان از ساعات مراجعهی، استاد را در اتاق کارش ببیند و تا پایان ساعت مراجعه در اتاق کار استاد بماند تا مشکلش رفع شود. از طرف دیگر استاد با وجود این که محل شهریهی دانشجو پول میگیرد، حق دارد که از دانشجو بعد از زمان مقرر، تمرین را تحویل نگیرد و نمرهی آن را صفر رد کند. دانشجو حق دارد از ابتدای ترم بداند که نمرهی نهایی بر اساس چه فرمولی از روی نمرات تمرین و کوییز و امتحان تعیین میشود. بعد باید تمام آنها را تصحیح شده تحویل بگیرد و ببیند که آیا استاد نمرهی نهایی را بر اساس فرمول ابتدای ترم درست حساب کرده است یا نه. طبیعی است که اگر دانشجو بر این اساس نمرهی قبولی نگیرد، نمیتواند به هیچ وجه درس را بگذراند حتی اگر فرزند رئیس دانشگاه یا رئیس جمهور باشد.
رعایت برخی از حقوق دانشجو بر عهدهی استاد است، در حالی که رعایت برخی دیگر از این حقوق بر عهدهی دانشکده و دانشگاه است. دانشجویی که در یک دانشگاه پذیرفته حق دارد که برنامهی درسی منظم و با حساب کتاب بگیرد. مثلا این فامیل نزدیک ما که در دورهی فوق لیسانس مشغول است، باید دو درس اجباری در این ترم بگیرد که هر دو درس در یک زمان ارائه شده اند. واکنش مدیر گروه به این مشکل در برابر عدهای از دانشجویان معترض این بود که: «می خواستید این دانشگاه را انتخاب نکنید.» بنابراین فامیل نزدیک ما به استاد راهنمای خودش مراجعه کرد که اگر یک از این دو درس که پیش نیاز را نگیرند، باید برای اتمام دوره یک ترم اضافه بمانند و طبق قوانین (جدید) باید پول آن یک ترم را بدهند. واکنش استاد راهنما هم چیزی بود در این مایه که خوب پول بدهی مگر چه میشود. این مشکل معمولا وقتی رخ میدهد که مدیر دوره نه تنها آدم بسیار بی فکر و بی مسوولیتی است، که راحتی اساتید درس را به حقوق مسلم دانشجویان ترجیح میدهد. در کل این نوع تفکر و عمل ناشی از تفکر غیربالغ ِ برتر دانستن استاد به دانشجو است و این که همین نیمچه خدماتی که به دانشجو ارائه میکنی هم از سر دانشجو زیاد است.
رعایت برخی از حقوق دانشجو بر عهدهی استاد است، در حالی که رعایت برخی دیگر از این حقوق بر عهدهی دانشکده و دانشگاه است. دانشجویی که در یک دانشگاه پذیرفته حق دارد که برنامهی درسی منظم و با حساب کتاب بگیرد. مثلا این فامیل نزدیک ما که در دورهی فوق لیسانس مشغول است، باید دو درس اجباری در این ترم بگیرد که هر دو درس در یک زمان ارائه شده اند. واکنش مدیر گروه به این مشکل در برابر عدهای از دانشجویان معترض این بود که: «می خواستید این دانشگاه را انتخاب نکنید.» بنابراین فامیل نزدیک ما به استاد راهنمای خودش مراجعه کرد که اگر یک از این دو درس که پیش نیاز را نگیرند، باید برای اتمام دوره یک ترم اضافه بمانند و طبق قوانین (جدید) باید پول آن یک ترم را بدهند. واکنش استاد راهنما هم چیزی بود در این مایه که خوب پول بدهی مگر چه میشود. این مشکل معمولا وقتی رخ میدهد که مدیر دوره نه تنها آدم بسیار بی فکر و بی مسوولیتی است، که راحتی اساتید درس را به حقوق مسلم دانشجویان ترجیح میدهد. در کل این نوع تفکر و عمل ناشی از تفکر غیربالغ ِ برتر دانستن استاد به دانشجو است و این که همین نیمچه خدماتی که به دانشجو ارائه میکنی هم از سر دانشجو زیاد است.
از بحث در مورد حقوق دانشجو بگذریم. میخواستم راجع به شهر جدید و دانشگاه جدید بنویسم که شد یک بیانیه در باب حقوق دانشجو. شاید در این سه سال و اندی که از شرایط دانشگاهی ایران دور بودم، شرایط بهتر شده باشد. اما من هنوز خاطرهی سالهایی که استادها هر کاری دوست داشتند میکردند و کسی را یارای مقابله با آنها نبود نمیتوانم فراموش کنم و هی در مورد آن مینویسم. مشکلات فامیل نزدیک با اساتیدش هم مزید بر علت شد و داغ این دل داغ دیده را تازه کرد. البته همیشه اساتیدی بودند که حقوق دانشجو را رعایت میکردند. اما به قول امروزیها تا این حقوق نهادینه نشود، نمیتوان از آنها دفاع کرد و شکایت دانشجویان به جایی نمیرود. نهادینه شدن این حقوق هم با رعایت داوطلبانهی آن ممکن نیست.
اینجا که ما درس می خونیم مشاهدمون تقریبا بالای 99% این بوده که اساتید 50 سال به پایین به خصوص جوانان خیلی بهتر حقوق دانشجو رو رعایت می کنن تا اساتید با سابقه،کلا خیلی امیدوارم با بازنشستگی این عزیزان که تفریحشون پیاده روی اعصاب دانشجوهاست حداقل محیط علمی اخلاقی تری داشته باشیم.
پاسخ دادنحذفاز جو و محیط دانشجویی دانشگاهتون هم بنویسید.امیدوارم موفق باشید