یکی از خوانندگان وبلاگ به نام عباسی زیر این پست چند سوال پرسیده بودند. به نظرم به طور ضمنی به سوال اول شان در مورد پذیرش دانشگاهی در آمریکا در پست قبلی جواب دادم. سوال بعدی راجع به پخش نامتقارن دانشجویان در دانشگاههای ایران بود که مثلا دانشجویان دانشگاه شریف به طور متوسط از دانشجویان علم و صنعت بهتر هستند. این تا حد زیادی جای بحث دارد. گرچه من موافق این گزاره هستم اما مطمئن هستم افرادی هستند که مخالفاند. به طور کلی از آن جا که من در هر دوی این دو دانشگاه بودهام، مشاهده ی خودم را دارم. این مشاهده تا حدی مربوط به زمان گذشته است و به هیچ وجه ادعایی در تعمیم آن به حال ندارم. گر چه بر این باورم که وضعیت امروز هم مشابه همان موقع است اما این باور را نمیتوانم به ضرس قاطع ابراز کنم.
مشاهدهی من در مورد این دو دانشگاه این است که دانشگاه شریف منابع بیشتری در اختیار دانشجویان برای پیشرفت قرار میدهد. این منابع اعم هستند از اساتید متعهد و به زور نه لزوما باهوشتر، سختافزار آموزشی بهتر نظیر کلاس درس مجهزتر و لابراتوار کامپیوتری مجهزتر، فضای اجتماعی-علمی مطلوبتر با محدودیتهای ارتباطی کمتر میان استاد و دانشجو، و در نهایت قوانین انعطافپذیرتر.
اساتید دانشگاه علم و صنعت در زمان من اساتید باهوشی و با سوادی بودند. اما سواد و هوش اساتید دلیل تمایز دو دانشگاه نبود. بلکه اساتید شریف بیشتر در اختیار دانشجوی علاقهمند بودند و بیشتر برای پیشرفت دانشجویانشان زمان میگذاشتند که این یکی، از مهمترین نقشهای یک استاد دانشگاه است. تعارف نداریم؛ من و امثال من از جمله اساتید شریف و علم و صنعت و تقریبا بیش از ۹۹ درصد اساتید دانشگاه در سراسر جهان، توان ذهنی جا به جا کردن مرزهای دانش را نداریم. آن یک درصد افراد نابغه هستند که این کار را انجام میدهند. نقش ما بیشتر این است که کار تحقیق و تدریس را همزمان طوری انجام دهیم که از بهروزترین دانش موجود آگاهی داشته باشیم و این دانش را به نسل بعد منتقل کنیم. بیشتر کار تحقیقاتی که ما انجام میدهیم پسماندهی مسائلی است که آن یک درصد حل میکنند که البته کار کم یا بی اهمیتی هم نیست. بسیار مهم است که نحوهی تدریس ما هر چند سال یک بار تغییر کند به طوری که جدیدترین تحقیقات به دانشجویان منتقل شود. در زمان من نمرهی شریف در این زمینه بهتر از علم و صنعت بود.
امکانات سختافزاری در علم و صنعت در آن موقع بسیار اندک بود. جایزهی شاگرد اولی من باز کردن یک آدرس ایمیل در سیستم VAX بود! در حالی همزمان شریف اتاق کامپیوتر مجهز به اینترنت داشت. اما به هر حال با پیشرفت علم این اختلاف کم شده است و شاید حتی الان هر دو یک میزان امکانات سختافزاری داشته باشند.
در علم و صنعت فاصله ی بین دانشجو و استاد بسیار زیاد بود. خیلی موارد دانشجو حتی حق خود نمیدانست که از استاد سوال کند. چه بسا معمولا استاد غیر از زمان کلاس در دسترس نبود. اما در شریف قضیه برعکس بود. تعدادی استاد بودند که روابطشان با دانشجویان دوستانه بود. برخی از این اساتید هنوز هم هستند و حتی اساتید جدید هم کم و بیش این رویه را در پیش گرفتند. در مورد امروز علم وصنعت اطلاعی ندارم. امیدوارم که روابط رئیس مرؤسی حکم فرما نباشد و حقوق متقابل رعایت شود.
قوانین آموزشی علم وصنعت بسیار غیرانعطاف پذیر بود. البته راههای میانبری هم بود که تمام قوانین را دور میزد. به وضوح قوانین سخت و انعطافناپذیر بار گرانی هستند بر دوش هم دانشجو و هم سیستم اداری دانشگاه. قوانین شریف هم دست کمی نداشت اما انعطافپذیرتر بود. کلا من اعتقاد دارم اگر دامنهی محدودیتزایی قوانین موجود از حدی افزایش پیدا کند، انگیزهای میشود برای قانونشکنی. برای همین است که بسیاری از قوانین در جامعه اجرا نمیشود و کسی هم وقعی نمینهد. چراکه هیچ کس نمیداند که چرا باید این همه قوانین بی فایده داشته باشیم.
تاکید میکنم که تمام مشاهدات بالا مشاهدات شخصی بنده و مربوط به سالهای ۷۴ تا ۸۲ هستند و به وضعیت امروز این دو دانشگاه مربوط نمیشوند.
سلام. خیلی خیلی ممنون بابت پاسخ ها.
پاسخ دادنحذف