کشاورزی در آمریکا با آتش نشانی تماس میگیرد که خانهاش آتش گرفته است. پس از بررسی معلوم می شود که بنزین مشتعل، خانه را به آتش کشیده است. بعد از سوال و جواب از صاحب خانه ماجره به این شکل روشن میشود که کشاورز در خانهاش مار پیدا می کند و برای کشتن مار روی حیوان بیچاره بنزین می ریزد و آن را همراه کل خانه به آتش می کشد. حکایت سیاستهای ارزی مملکت هم همین است. مار داستان همان دلال ارز است که در بازار آشفتهی کار، برای خودش کار خدماتی درست کرده است. کشاورز همان دولت است و سیاستهای امنیتی و بگیر و ببند بازار ارز نقش بنزین را دارند. جهش ناگهانی قیمت ارز هم نقش آتش را دارد. داستان یک نقش کم دارد و آن هم کسانی است که با گرفتن ارز دولتی سود سرشار میکنند. البته این نقش خیلی مهم نیست. چون سرانجام خانه تا ته میسوزد و آنها هم به همراه آن. مثال آنها مثال ساکنین طبقهی دوم خانهی کشاورز است که ابتدا از گرمای آتش لذت میبرند قبل از این که بفهمند باید از پنجره بیرون بپرند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر