همسرم نسرین اعتقاد دارد این عنوان بیشتر یک عنوان teenagerی است. اما این عنوان هر چند بچگانه به نظر برسد، نشان دهندهی واقعیت حاکم در درون من است. بعد از انتخابات و حوادث تالی آن که هنوز هم ادامه دارد، احساس میکنم که بیشتر شبیه یک انسان بیوطن ام. کسی را مجسم کنیم که خانهاش ویران شده و سرپناهی ندارد. مخصوصا اگر قبل از آن هزار نقشه برای خانهاش در سر داشته باشد و ناگهان همه چیز ویران شود.
در ایران مورد هجوم دغدغهها بودم ولی در عین حال از ساختن لذت میبردم. ساختن یک گوشه از وطن. امروز در دیاری زندگی میکنم که هیچ کدام از آن دغدغهها وجود ندارد. در عوض چیزی هم برای ساختن وجود ندارد. در نهایت تو آن لذتی که در وطن خود از ساختن میبردی در این جا نمیبری. حتی اگرچیزی برای ساختن باشد و تو آن را بسازی.
امیدوارم که روزی به وطن برگردم و آن جا همان کاری را دنبال کنم که قریب یک سال و نیم گذشته در وطن دنبال میکردم و زیر لب زمزمه کنم:
هنگام می و فصل گل و گشت چمن شد
دربار بهاری خالی از زاغ و زغن شد
در ایران مورد هجوم دغدغهها بودم ولی در عین حال از ساختن لذت میبردم. ساختن یک گوشه از وطن. امروز در دیاری زندگی میکنم که هیچ کدام از آن دغدغهها وجود ندارد. در عوض چیزی هم برای ساختن وجود ندارد. در نهایت تو آن لذتی که در وطن خود از ساختن میبردی در این جا نمیبری. حتی اگرچیزی برای ساختن باشد و تو آن را بسازی.
امیدوارم که روزی به وطن برگردم و آن جا همان کاری را دنبال کنم که قریب یک سال و نیم گذشته در وطن دنبال میکردم و زیر لب زمزمه کنم:
هنگام می و فصل گل و گشت چمن شد
دربار بهاری خالی از زاغ و زغن شد
آقا گزارش لحظه به لحظه نمیدیا !! داری ضعیف کار می کنی!
پاسخ دادنحذفبامداد هم سلام میرسونه. میگه: amooo khiiii
گزارش لحظه به لحظه هم از چند روز دیگه آغاز خواهد شد.
پاسخ دادنحذف