آدم وقتی تاریخ میخواند، تازه میفهمد چه چیزهایی بوده که ما نمیدانستیم و یا کج فهمیده بودیم. این طور نیست که آدمهای بدی بودیم یا بیسواد. آدمهای بد هر چه را هم که بخوانند، همانطور که خودشان دوست دارند باور میکنند. آدمهای بیسواد هم هر چه بگویی همان را قبول میکنند. مهم این است که صدای که بلندتر باشد.
ما صدای بلند را باور نکردیم ولی صدایی هم نبود که واقعیت را در گوشهایمان نجوا کند. والله ما گوش شنوا داریم. کافی بود فقط یکی بگوید فلانی عضو جبههی ملی بوده و سالها در زندان شاه. یا فلانی را در خانهاش به این شکل کشتند. ما تشنهی دانستن بودیم. اما کسی به ما نگفت.
حالا هم که داریم کم کم میفهمیم دستمان به جایی بند نیست. شاید اگر فهمیدهتر بودیم الان این جا که بودیم، نبودیم. یک جای بهتری بودیم.
از ما گفتن؛ کمی تاریخ بخوانید تا نسلهای ما فراموشی نگیرند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر