همان طور که از اسمش مشخص است، منبع مالی دانشگاه دولتی دولت است. در آمریکا، دانشگاههای دولتی از دولت ایالتی پول می گیرند. بخشی از این پول توسط دولت فدرال و از منبع مالیاتهای اخذ شده برای هزینه در بخش آموزش به دولت ایالتی تحویل داده میشود. همانطور که میشود حدس زد، این مبالغ به هیچ وجه نمیتوانند کفاف تمام هزینههای یک دانشگاه را بدهند؛ خصوصا برای دانشگاههایی که در لیست بهترین دانشگاههای دنیا هستند و برای حفظ کیفیت نیاز به هزینهکردن دارند. این هزینهها شامل اعطای بورس تحصیلی به دانشجویان مستعد، افزایش حقوق اساتید برای استخدام بهترینها، ایجاد امکانات سخت افزاری نظیر کتابخانه یا منابع دیجیتال، ساخت آزمایشگاههای پیشرفته و غیره.
برای تامین هزینههای دانشگاه منابع بسیاری وجود دارد. اولین منبع شهریههای دانشگاهی هستند. دانشگاههای خصوصی معمولا شهریهای حدود ۴۰ تا ۵۰ هزار دلار در سال دارند و تقریبا تمام هزینههای خود را از طریق این شهریه تامین میکنند. دانشگاههای دولتی معمولا در حال چانهزنی با دولت ایالتی برای افزایش هزینههای خود هستند. حتی لابیستهای زیادی استخدام میکنند تا نظر نمایندگان مجلس ایالتی به نفع دانشگاههای دولتی برگردانند.
منبع دیگر تامین هزینههای در دانشگاههای دولتی و هم چنین خصوصی املاک و مستقلات و پول نقد وقفی است. بسیاری از فارغ التحصیلان موفق، اساتید موفق بازنشسته، و سایر افراد متمول علاقهی خود به محل تحصیل خود را با بخشیدن بخشی از دارایی خود به نشان میدهند. بسیاری از ساختمانهای دانشگاه با هزینهی افراد خیر ساخته میشود. بخش زیادی از کمک هزینههای تحصیلی دانشجویان از طریق این موقوفات تامین میشود. بخشی از هزینهی افزایش حقوق و مزایای استادی برجسته نیز از همین منبع تامین میشود. به غیر از معافیتها مالیاتی، چیزی که باعث میشود افراد به این وقوف ترغیب شوند، علاقهی وقف کننده به علم و دانش است.
منبع دیگری که دانشگاه را تامین میکنند، درآمدهای پژوهشی است. اعضای هیات علمی میتوانند به مراکزی که تحقیقات را اسپانسر میکنند، تقاضا دهند و مبالغی را تحت عنوان گرنت (grant) برای تحقیقات خود دریافت کنند. این مبالغ که میتواند از چند هزار تا چند میلیون دلار متغیر باشد، هم بخشی از حقوق استاد و دانشجوهای زیر نظر او را تامین میکنند، و هم بخشی (حدود ۵۰ تا ۶۰٪) آن به طور مستقیم به دانشگاه تعلق میگیرد. مثلا اگر یک استاد دانشگاه صد هزار دلار گرنت بگیرد، حداقل پنجاه هزیار دلار آن به طور مستقیم به دانشگاه میرسد. این مبلغ درآمد پژوهشی بین دانشگاه، کالج و دانشکدهای که استاد در آن کار میکند تقسیم میشوند.
از آنجا که دانشگاههای دولتی غیرانتفاعی هستند، از مالیات معاف میشوند. دانشگاههای خصوصی هم اگر غیرانتفاعی باشند (که معمولا هستند) از مالیات معاف هستند.
برخی دانشگاههای دولتی بسیار خوب مثل دانشگاه میشیگان، نیاز اندکی به بودجهی دولتی دارند و بیشتر هزینههای خود را از منابع دیگر تامین میکنند. یکی از مزایای این استقلال این است که دانشگاه کمتر تسلیم سیاستهای دولت ایالتی میشود. وابستگی دانشگاه ما، دانشگاه ایالتی فلوریدا، و حتی دانشگاههای بهتر نظیر دانشگاه ویسکانسین، به دولت ایالتی مشکلاتی برای دانشگاه در تقابل با سیاستهای آموزشی دولت ایجاد میکند. البته دانشگاه به ندرت تسلیم سیاستهایی میشود که از دولت تحمیل میشوند و ذات مستقل دانشگاه تا حدی حفظ میشود.