راستکرداری (integrity) بخش مهمی از سلامت جامعه را شامل میشود: صرافی که دلار تقلبی نمیفروشد، مغازهداری که کالای قلابی به دست مشتری نمیدهد، فروشندهای که جنس چینی را به اسم ژاپنی نمیفروشد، معلمی که سوالات امتحان را نمیفروشد. دانشجویی که در امتحان تقلب نمیکند و ...
راستکرداری باعث اطمینان درون جامعهای میشود (این اصطلاحات به دلیل عدم آشنایی من با جامعهشناسی، مندرآوردی و از منظر یه مطلع، مضحک است. لطفا ببخشید.) در صورت وجود اطمینان، استاد میتواند در صورت لزوم از سر کلاس خارج شود، مشتری بانک وقت کمتری صرف شمارش پول کند، .... اما به هر حال در عمل نمیتوان با پیش فرض راستکرداری جامعه را اداره کرد. هر مشتری باید کالایی که میخواهد بخرد را با دقت وارسی کند، مراقبت در سرجلسهی امتحان لازم است و کلا نهادهایی نظارتی باید ایجاد شوند.
با این وجود یک کار دیگر هم باید انجام شود: آموزش. راستکرداری را میتوان آموزش هم داد. شاید نه از نوع آموزشهای اخلاقی که هدفش با اخلاق کردن جامعه از طریق تربیت انسانها درستکردار است. بلکه آموزش این که اصلا درستکاری چیست، چگونه باید رعایت شود، چه مزایایی برای جامعه دارد و افرادی که درستکار نبودند چه مجازاتهایی دیدهاند. دریک کلام آموزش حرکت به جامعهای که همه از مزایای آن سود میبرند.
با یک مثال مربوط به کار خودم این پست را تمام میکنم. یک دانشجو باید در نوشتن تکالیف و دادن امتحان درستکار باشد و تقلب نکند. طبیعی است که استاد در هنگام تصحیح و نمره دادن تمرین و سر امتحان مراقب است و اگر دانشجو رعایت درستکاری را نکرده باشد، او را جریمه میکند. استاد هم اگر مثلا سوال امتحان یا نمره را بفروشد، طبیعتا دانشگاه اخراجش میکند.
اینها تا حدی بدیهیات اخلاق حرفهای یک دانشجو و یک استاد هستند. بخشهایی هم از این اخلاقیات هستند که حداقل در ایران کم و بیش رعایت نمیشوند. مثلا استادها گاهی از این که برگهی امتحان را به دانشجو نشان دهند طفره میروند. گاهی حتی روش محاسبهی نمره را هم اعلام نمیکنند. حتی حاضر نیستند که در اتاق کار خود برگهی امتحان یا تمرینات تصحیح شده (اگر اصلا تصحیح شده باشد) را نشان دانشجو دهند تا دانشجو بداند که کجا نمره گفته و کجا اشتباه کرده. یا این که به راحتی نیم ساعت (اگر لطف کنند) قبل از کلاس اعلام میکنند که نمیتوانند سر کلاس حاضر شوند. در بسیاری از موارد در ساعات مراجعهی درج شده در پشت در اتاق کار خود حاضر نیستند. یا مثلا دانشجوی مردودی از پاچهی شلوار استاد آویزان میشود که نمرهی ۹/۵ (نمرهی اصلی احتمالا کمتر از این بوده) را ۱۰ کند، یا ازسوالی که غلط نوشته میخواهد به زور نمرهای الکی بگیرد؛ اصرار بیمنطق که معمولا تعمدا باعث شکنجهی روحی استاد میشود و استاد را بر خلاف میلش مجبور به دادن نمره میکند.
به اعتقاد بنده برخی از این بیاخلاقیها با آموزش (همان چیزی که در ایران فرهنگسازی مینامند!)، کم میشوند.
کاش در کنار
وبلاگ استادان علیه تقلب، یک وبلاگ هم پیدا میشد و راجع به حقوق دانشجو نسبت به استاد و استاد نسبت به دانشجو بحث میکرد. درست است که مثلا تقلب علمی یک استاد موضوع مهمی است، مخصوصا اگر هر از گاهی تکرار شود. اما مثلا حق دیدن برگهی امتحان حقی است که استاد از دانشجو دریغ میکند و این به تعداد استادان ِ از این دست در تعداد دانشجویانشان، این حق ضایع میشود.(شخصا تعداد بسیار کمی استاد میشناسم که به دانشجویان اجازه میدهند برگه امتحان خود را ببینند.) اگر راههای درستتری به استاد و دانشجو نشان داده شود تا مشکلات بین خود را حل کنند، بسیاری از این اصطکاکها کم میشود و شرایط کار و تحصیل برای هر دو به مراتب بهتر میشود و بیاخلاقی هم کمتر میشود.