در لابه لای اخبار میخوانیم: «تجار عضو اتاق بازرگانی تهران در گردهمایی نمایندگان اتاق تهران، از احتمال توقف واردات و افزایش تورم ابراز نگرانی کرده اند.» یا می خوانیم:«نتایج هدفمندی یارانه ها در بلند مدت کشور را تهدید می کند و نتایج این هدفمندی از اسفند ماه جاری به بعد نمایان می شود». و هزاران ترس دیگر از تورم. آیا واقعا تورم تنها معیاری است که باید موفقیت طرح حذف یارانهها را با آن سنجید؟
درک عمومی ما از تورم پایین است و تورم را دیوی می بینیم که حیات اقتصادی ما را تهدید می کند. این درک باید عوض شود. اگر طرح حذف یارانهها تورم را افزایش دهد و همزمان قدرت خرید مردم را به همان نسبت، آن وقت قاعدتا نمی تواند چیز بدی باشد. در عمل استدلال های وبلاگیون اقتصادی نشان می دهد که انتظار می رود که منابع به شکلی منطقی تر توسط مردم برای پوشش هزینه ها تخصیص گردد و به این شکل باید مطلوبیت خانوارها افزایش یابد. مثلا این پست قدیمی وبلاگ چای داغ را ببینید.
خلاصهی کلام این که ارزیابی طرحهای اقتصادی صرفا بر اساس تورم، شبیه این است که سلامت افراد را صرفا بر اساس وزنشان بسنجیم.
آرش
پاسخ دادنحذفحرفت در مورد اینکه اگر هزینۀ حذف یارانه ها افزایش تورم در حد چند درصد باشد، به انجامش می ارزد درست است.
اما در مورد تورم: تورم اگر در حد و حدود یک رقمی باشد حرف تو درست است. ولی تورم بالا، حتی اگر همراه با افزایش قدرت خرید مردم باشد مشکل زا است. مهمترین مشکل هم این است که با افزایش عدم اطمینان در بازار قدرت پیش بینی آحاد اقتصادی را کم کرده و برنامه ریزی بلند مدت را خدشه دار می کند.
یه حسی به من می گه اگر تورم باعث افزایش قدرت خرید مردم بشه، حتی اگر زیاد باشه، می شه راه هایی برای کم کردنش پیدا کرد. اما اگر رکود تورمی باشه، کم کردنش ممکنه رکود رو بیشتر کنه.
پاسخ دادنحذفسلام
پاسخ دادنحذفاقتصاد خوانده ها راجع به اقتصاد حرف میزنند {برای اقتصاد خوب است} نه راجع به مردم. می دانم که این نیاز به توضیح دارد.
تئوری اقتصاد یک تئوری توضیح واقعیت عینی "حتی با لحاظ پدیدار ذهنی" نیست. تئوری اقتصاد یک تئوری عمل در واقعیت عینی است. این تفاوت یا توسط اقتصادخوانده ها درک نمی شود و یا کتمان میشود.
یک تئوری توضیح چون از تجمیع و ترکیب نظریه های جزئی بدست می اید اثرات و ماهیتی متفاوت از یک تئوری عمل که از کل به جزئ شکل گرفته است دارد.
غریبه