با وجود این که تقریبا دو سال و نیم از بحران مالی جهانی می گذرد، هنوز آثار آن در گوشه کنار دنیا هویدا است. حقوقهای پایین و بیکاری، تنها بخشی از ارمغان چنین بحرانی است. در این بین، کشورهای توسعه یافته خصوصا آمریکا، در تلاشند که با تغییر قوانین و نظارت بیشتر بر بازار و اعطای کمکهای کلان، بخشی از عواقب این بحران را خنثی کنند.
هم زمان، بسیاری از کارشناسان، به چنین دخالتهایی از طرف دولت ها در بازار هشدار می دهند. امروز تیتر یک خبر این بود که بازار آزاد متوقف شد. در این دورهی فایننس موسسهی فیلدز، بسیاری از کارشناسان از بانکها و موسسات مالی و حتی بانکهای مرکزی کشورهای توسعهیافته شرکت می کنند. مثلا امروز یکی از هیات مدیرهی خزانهی ملی آمریکا در یک انجمن گفتگو در مورد ریسک سیستمی سخنرانی کرد. تا کنون تمام کارشناسانی که این جا حاظر بودند، اذعان داشتند که بازار تا قبل از بحران به هیچ وجه بازاری آزاد نبوده، بلکه همیشه به شدت تحت تاثیر سیاستهای دولتی، عمل می کرده است. بازاری که در گذشته انتقادات بسیاری از آن می شد. اما اکنون دولتها در حال ایجاد نظارت یا به قول برخی دخالت در بازارهای مالی هستند. بیشتر کارشناسان از این سیاست ها انتقاد می کنند. اما چه انتقادی؟
چیزی که من از مجموع حرفهای کارشناسان درک کردم، این است که بیشتر انتقادها در این چهارچوب مطرح می شود که ما هنوز نمی دانیم که چگونه می توان از بروز چنین بحرانهایی در آینده جلوگیری کرد، و هنوز نمی دانیم چگونه سیاستهای نظارتی بر بازار تاثیر می گذارد.
به هر حال اشتیاق دولت ها به ایجاد محدودیتهای بیشتر، بسیاری را بر این کرده که خطکشهایی برای اندازهگیری ریسکهای سیستمی و شیوع ریسک در بازار ایجاد کنند تا ناظرین بر بازار محدودیتها را با استفاده از آنها تعریف کنند. اما بسیاری از کارشناسان بازارهای مالی معتقدند، تا زمانی که پدیدهها را بهتر نشناسیم، نمی توانیم مطمئن شویم که محدودیتهای بیشتر، جلوی تکرار چنین رویدادهایی را میگیرد.
اخیرا برخی بحث بستن بازارهای Over-the-counter) OTC) را مطرح کردند. اما سوال این است که فشاری که با بستن این بازار بر سیستم تامین مالی وارد می شود چه اثراتی دارد. هیچ کس جوابی برای آن ندارد.
به نظر می رسد که کارشناسان هشدار می دهند که هر اقدامی نیاز به تحقیق بیشتری دارد.اما دولتها باید در برابر افکار عمومی در کوتاه مدت جواب گو باشند.
به نظر من هیچ دولتی آنقدر شجاع نبوده که تصمیمات متحورانهای بگیرد و فانوس به دست نگران افکار عمومی است. چرا که دست و پنجه نرم کردن با افکار عمومی بسیار سخت است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر