امروز با یکی از اساتید ایرانی مقیم خارج حرف می زدم. صحبت از شرکت در کنفرانسهای داخلی و دعوت دانشگاههای داخل از اساتید خارج بود. این استاد ضمن ابراز علاقه خود و دیگر ایرانیان به شرکت و همکاری با کنفرانسهای داخلی، گلهای هم از این نوع دعوتها داشت. گلهی او کاملا منطقی بود. در حالی که برنامههای بینالمللی معمولا یک یا دوسال قبل برنامه ریزی میشوند و شرکتکنندگان آن ها معلوم میشوند، برنامههای داخلی عمدتا دیر برنامهریزی می شوند و دعوتنامهها یک ماه یا حتی دو هفته قبل از برنامه به دست شان می رسد. در مورد کنفرانس ریاضی پارسال هم برنامهریزی ها و هماهنگی هم دیر انجام شد. در حالی که پس از مشکلات پیش آمده بعد از انتخابات عدهای سفر خود را لغو کردند، عدهای هم که تمایل به آمدن داشتند، نیامدند. چون برگزارکنندگان کنفرانس تصمیم گرفتند که کنفرانس را عقب بیندازند. اما این کار عملی نشد و زمانی که قرار شد کنفرانس در زمان خود برگزار شود، دیگر وقتی نمانده بود که کسی برای شرکت برنامه ریزی کند.
گاهی اوقات هم اتفاقاتی می افتد، که به دلیل این که عزم برگزار کنندگان داخلی برای یک کنفرانس مطلوب، مورد تردید قرار می گیرد، پاسخ شخص مدعو منفی خواهد بود. به عنوان نمونه این استاد عزیز به کنفرانسی اشاره کرد که برای برگزاری آن با ایشان مشورت شد و از ایشان خواسته شد علاوه بر خود ایشان، چندی دیگر از ایرانیان خارج از کشور را نیز دعوت کنند. اما امروز از من شنیدند که این کنفرانس بدون دعوت از ایشان برگزار شده است. در حالی که ایشان قبلا با چند نفربرای شرکت در کنفرانس مذکور صحبت کرده بودند.
به هر حال به نظر می رسد که برنامه ریزی برای دعوت از خارج نشینان نیاز به دانستن مطلوبیت های این جماعت دارد. چیزی که اغلب نادیده انگاشته می شود.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر