کفایت سرمایه پولی است که کنار می گذاریم تا در صورت سقوط بازار، ضرر احتمالی را جبران کند، مثلا با آن بدهیها را بپردازیم تا ورشکسته نشویم. معیار رایج برای تعیین کفایت سرمایه VaR است که در برنامهی بازل ۲ (Basel II، تلفظ آلمانی آن بال است) پیشنهاد شده است. برای سطح معنی داری آلفا درصد، VaR عبارت است از مقدار سرمایهای که به جز در آلفا درصد سناریوهای ممکن، بنگاه را از درماندگی نجات می دهد.
بحث در اشکالات VaR از حوصلهی این پست خارج است. اما ذکر این نکته ضروری است که VaR با بسیاری از اصول منطقی مدیریت ریسک سازگاری ندارد. مثلا VaR سبد لزوما از مجموع اجزاء آن کمتر نیست. در حالی که می دانیم هر معیار مناسب کاهش ریسک باید این خاصیت را داشته باشد.
در عین حال ادبیات زیادی در مورد اندازههای ریسک منسجم (coherent) که معیارهای بهتری برای سنجش ریسک هستند، توسعه یافته است. با وجود این که همه می دانیم که این اندازههای ریسک منسجم، به مراتب بهتر از VaR هستند، اما هیچ کس جایگزینی VaR با این ها را قبول نکرده، نه بانکها و نه تنظیم کنندگان بازار.
این هفته همه چیز در فیلدز حول ریسک سیستمی می چرخد که موضوعی است که بعد از بحران جهانی مطرح شد. در خلال یکی از سخنرانیها، سخنران به این نکته عمیق اشاره کرد که تا وقتی ندانیم که تعویض VaR با بدیل های دیگر آن، دقیقا چه تاثیری روی بازار می گذارد، این کار را نخواهیم کرد. این تغییر رژیم تمام موسسات مالی را مجبور می کند که پول بیشتری را برای پوشش سناریوهای ضرر، بی مصرف کنار گذارند. تاثیر این بر بازار چه خواهد بود نمی دانم، اما احتمالا بانکها و موسسات بزرگ، بخش زیادی از سرمایهی خود را از کسب کار بیرون خواهند کشید. تاثیر آن بر بازار شوکی خواهد بود که هیچ کس آن را دوست ندارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر