دیشب در جمع عدهای از دوستان، در معایب شغل دانشگاهی و کمی حقوق آن باب سخن گشوده شد. هر کس از سمتی به مشاغل دانشگاهی حملهور می شد و از جمله خود من. خلاصه پنبهی شغل دانشگاهی زده شد. من هم اعتراف کردم که در این مدت تحصیل هیچ مهارتی کسب نکردم که بتوانم شغل دیگری غیر از شغل دانشگاهی انجام دهم. سپس در باب این سخن راندم که شغل دانشگاهی با این که کم پرداخت است اما مسوولیت فراوان دارد و اصولا استاد دانشگاه هم کم حقوق می گیرد و هم کار بسیار سختی انجام می دهد. در آخر، باب سخن با احساس همدردی حضار با اساتید بدبخت دانشگاه بسته شد.
مدتی بعد، من با خجالت جریان شغل سال بعدم را در دانشگاه میشیگان مطرح کردم و همه شروع به تبریک گفتن کردند. حالا خدا میداند تبریک آن های از ته دل بود یا از روی مهربانی.
arash jan,
پاسخ دادنحذفino ham man ezafe mikonam ke dar shogh daneshgahi hich kar jedi ham soorat nemigirad ,magar tadris
tolod maghale osoolan kar kheili mohemi nist bayad kar mohem kard bad tolod maghale ham beshe, vali che afsooss ke bara modiriat daneshgah ha , makhsoosan inja bayad maghale tolid kard...
من با حرف هیربد صد در صد موافقم. به نظرم، علم در اوایل قرن قبل که چاپ و تولید مقاله به عنوان شیوه ی ارزیابی به کار گرفته نمی شد، بسیار مفیدتر بود. الان ساعت ها باید صرف چاپ ویرایش مقاله ای کرد که معلوم نیست آیا چیزی ازش بیرون میاد یا نه. چون اگر مقاله چاپ نکنی، کار پیدا نمی کنی.
پاسخ دادنحذفآرش فهمیم عزیز
پاسخ دادنحذفراستش من نمی دونم بیرون از دانشگاه چه خبره و حتا اگه پول داشته باشم باید چی کار کنم. بنابراین با دانشگاه خوشحالم و راضی. امیدوارم نهایتن هم شغل دانشگاهی پیدا کنم.
از شنیدن خبر میشیگان خیلی خوشحال شدم رفیق. مبارکه/