ابزار مشتقهی مالی (Derivative securities) به اوراقی گفته می شوند که ارزش آن ها وابسته به یک دارایی ثانوی؛ دارایی پایه یا ضمیمه (underlying asset)؛ یا به بیان کلیتر وابسته به تغییرات کمیتی دیگر است. مثلا ورقی را در نظر بگیرید که به شما حق سرمایهگذاری در یکی از دو دارایی (۱) یا (۲) و نه هر دو را میدهد به طوری که سرمایهگذاری در هر کدام سودمندتر شد، سود آن را برای شما در نظر میگیرد. به چنین ورقی، یک اختیار گذرنامهای (passport option) می گویند. ارزش این ورق کاملا بستگی به میزان سوددهی سرمایهگذاریها بستگی دارد و بدون داشتن اطلاعاتی در مورد آن، نمیتوان ارزشی برای این ورق تعیین کرد.
مثال دیگر که بسیار رایج است اختیار خرید (فروش) است که به دارنده اختیار میدهد که در زمان معینی (زمان انقضا maturity) در آینده، دارایی معینی (دارایی پایه underlying) را به قیمتی از پیش تعیین شده (قیمت اعمال strike price) بخرد (بفروشد). این اختیار رایج را اختیار ساده (vanilla option) می گویند. هدف اولیه اختراع این اختیار مدیریت ریسک ناشی از تغییرات غیرمنتظره در قیمت دارایی پایه است.
روش مدیریت ریسک با این اوراق را با یک مثال توضیح می دهیم. شخصی را در نظر بگیرید که نسبت به افزایش قیمت آهن حساس است. یعنی این شخص با افزایش قیمت آهن به بیش از ۱۰۰ دلار در تن ضرر می کند. با در اختیار داشتن یک اختیار خرید با قیمت اعمال ۱۰۰ دلار، می تواند در وضعیتی که قیمت آهن به بیش از ۱۰۰ دلار افزایش یافت، با اعمال اختیارش، آهن را با قیمت کمتر ۱۰۰ بخرد. طبیعی است که اگر قیمت آهن زیر ۱۰۰ دلار بماند، اعمال قرارداد صرف نخواهد داشت.
انواع این قراردادها در حجم بالا در بازارهای مالی یافت می شوند. تعداد انواع آن ها بسیار بیشتر از داراییهایی نظیر سهام و اوراق قرضه است. زیرا نظیر هر دارایی پایه، میتوان اختیاراتی با قیمت های اعمال مختلف و زمان های انقضای متفاوت در نظر گرفت. اکنون صندوقهای ریسک زدایی (hedge fund) با ساختن سبدی متشکل از دارایی پایه و اختیارات روی آن، قادر هستند به مشتریان خود سود کم ریسکی را پرداخت کنند. در بازارهای مالی، سفتهبازی این داراییها نیز بسیار رایج است.
گرچه کسی که مثلا اختیار ساده منتشر می کند، متعهد به اجرای قرارداد به میل دارندهی آن است، و بنابراین به نوعی مقروض است، اما این تعهد مالی در صورتهای مالی او به صورت بدهی ظاهر نمی شود. دلیل آن این است که اصولا این اختیارات توسط منتشر کننده به قیمتی فروخته می شود و منتشر کننده با دریافت این قیمت و سرمایه گذاری آن در دارایی پایه ریسک ناشی از اعمال این قرارداد را خنثی می کند. به این کار معادل سازی (replication) یا ریسک زدایی (hedging) می گویند. گرچه به طور نظری می توان ریسک را به طور کامل خنثی کرد، در عمل کار به همین سادگی هم نیست. برای همین برخی معتقدند که باید بخشی از تعهد ناشی از انتشار این اوراق را به صورت بدهی منتشرکننده در نظر گرفت و ملزوماتی برای توانایی پرداخت این تعهد برایش منظور کرد.
امروزه بخش اعظمی از ریاضیات مالی به بررسی قیمت گذاری و ریسک زدایی ابزار مشتقهی مالی اختصاص دارد. این شاخه مخلوطی از مدل سازی تصادفی، آمار، آنالیز تصادفی، معادلات دیفرانسیل با مشتقات جزئی، روشها عددی و بهینه سازی است. در ایران، بر اساس اطلاع من، ابتدا دانشگاههای تحصیلات تکمیلی در علوم پایهی زنجان و دانشگاه علامه طباطبائی دورهی کارشناسی ارشد این رشته را ایجاد کردند. سپس، دانشگاه شیخ بهایی اصفهان و دانشگاه سمنان به آن ها پیوستند.
مثال دیگر که بسیار رایج است اختیار خرید (فروش) است که به دارنده اختیار میدهد که در زمان معینی (زمان انقضا maturity) در آینده، دارایی معینی (دارایی پایه underlying) را به قیمتی از پیش تعیین شده (قیمت اعمال strike price) بخرد (بفروشد). این اختیار رایج را اختیار ساده (vanilla option) می گویند. هدف اولیه اختراع این اختیار مدیریت ریسک ناشی از تغییرات غیرمنتظره در قیمت دارایی پایه است.
روش مدیریت ریسک با این اوراق را با یک مثال توضیح می دهیم. شخصی را در نظر بگیرید که نسبت به افزایش قیمت آهن حساس است. یعنی این شخص با افزایش قیمت آهن به بیش از ۱۰۰ دلار در تن ضرر می کند. با در اختیار داشتن یک اختیار خرید با قیمت اعمال ۱۰۰ دلار، می تواند در وضعیتی که قیمت آهن به بیش از ۱۰۰ دلار افزایش یافت، با اعمال اختیارش، آهن را با قیمت کمتر ۱۰۰ بخرد. طبیعی است که اگر قیمت آهن زیر ۱۰۰ دلار بماند، اعمال قرارداد صرف نخواهد داشت.
انواع این قراردادها در حجم بالا در بازارهای مالی یافت می شوند. تعداد انواع آن ها بسیار بیشتر از داراییهایی نظیر سهام و اوراق قرضه است. زیرا نظیر هر دارایی پایه، میتوان اختیاراتی با قیمت های اعمال مختلف و زمان های انقضای متفاوت در نظر گرفت. اکنون صندوقهای ریسک زدایی (hedge fund) با ساختن سبدی متشکل از دارایی پایه و اختیارات روی آن، قادر هستند به مشتریان خود سود کم ریسکی را پرداخت کنند. در بازارهای مالی، سفتهبازی این داراییها نیز بسیار رایج است.
گرچه کسی که مثلا اختیار ساده منتشر می کند، متعهد به اجرای قرارداد به میل دارندهی آن است، و بنابراین به نوعی مقروض است، اما این تعهد مالی در صورتهای مالی او به صورت بدهی ظاهر نمی شود. دلیل آن این است که اصولا این اختیارات توسط منتشر کننده به قیمتی فروخته می شود و منتشر کننده با دریافت این قیمت و سرمایه گذاری آن در دارایی پایه ریسک ناشی از اعمال این قرارداد را خنثی می کند. به این کار معادل سازی (replication) یا ریسک زدایی (hedging) می گویند. گرچه به طور نظری می توان ریسک را به طور کامل خنثی کرد، در عمل کار به همین سادگی هم نیست. برای همین برخی معتقدند که باید بخشی از تعهد ناشی از انتشار این اوراق را به صورت بدهی منتشرکننده در نظر گرفت و ملزوماتی برای توانایی پرداخت این تعهد برایش منظور کرد.
امروزه بخش اعظمی از ریاضیات مالی به بررسی قیمت گذاری و ریسک زدایی ابزار مشتقهی مالی اختصاص دارد. این شاخه مخلوطی از مدل سازی تصادفی، آمار، آنالیز تصادفی، معادلات دیفرانسیل با مشتقات جزئی، روشها عددی و بهینه سازی است. در ایران، بر اساس اطلاع من، ابتدا دانشگاههای تحصیلات تکمیلی در علوم پایهی زنجان و دانشگاه علامه طباطبائی دورهی کارشناسی ارشد این رشته را ایجاد کردند. سپس، دانشگاه شیخ بهایی اصفهان و دانشگاه سمنان به آن ها پیوستند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر