سخنران خانم جوانی بود از یک صندوق سرمایه گذاری مشترک (۱)؛ با چشمان بادامی، کت و دامن و ساق یک دست سیاه و رسمی که این روزها کمتر به قامت اهل علم ریاضی (حتی ریاضی مالی) دیده می شود. با لبخندی کاسبکارانه شروع به سخنرانی کرد و از کمپانی که برایش کار میکرد گفت و این که چگونه در بحران مالی، صندوق آنها ضرر اندکی کرده. آخر هم توضیحات ناکافی از روش کار صندوقشان ارائه داد.
ابتدا فکر میکردم که توضیحاتش کافی است ولی به دلیل این که من تجربهی زیادی ندارم، کلی سوال برایم پیش آمده. کله گنده تر از من ها که شروع به سوال کردن کردند، دیدم که آن ها هم گیج شده اند. در میان حضار ماری هاردی هم نشسته بود. ماری هاردی معمولا آدم انتقاد است. آخر سخنرانی شروع کرد به پرسش هایی از سخنران و انتقاداتی که عمدتا به این برمی گشت که کار چندان مهمی انجام نشده. بلکه قسر در رفتن کمپانی از بحران مالی بیشتر نتیجه ی اقبال بوده تا روش سرمایه گذاری این صندوق.
من هم دوست داشتم به سخنران بگویم که به تصور من احتمالا شما بیشتر در بازار ارز سرمایه گذاری کرده بودید تا بازار اوراق. اما دیگر وقت کم بود و باید می رفتم. کلی دانشجوی چشم بادومی هم دور سخنران جمع شده بودند که احتمالا راجع به آینده ی شغلی و از این جور چیزها صحبت می کردند.
(۱) صندوق سرمایه گذاری مشترک یا mutual fund صندوقی است متشکل از سرمایه های خرد فراوان که مجموع آن ها را در یک مسیر سرمایه گذاری قرار می دهند. در آخر سود را به نسبت سرمایه بین سرمایه گذاران تقسیم می کند. در عمل معمولا سود دوره ای ثابتی به سرمایه گذاران پیشنهاد می شود. بزرگ ترین چالش پیش روی صندوق سرمایه گذاری مشترک، فراهم آوردن سود تضمین شده به سرمایه گذاران است.
(۱) صندوق سرمایه گذاری مشترک یا mutual fund صندوقی است متشکل از سرمایه های خرد فراوان که مجموع آن ها را در یک مسیر سرمایه گذاری قرار می دهند. در آخر سود را به نسبت سرمایه بین سرمایه گذاران تقسیم می کند. در عمل معمولا سود دوره ای ثابتی به سرمایه گذاران پیشنهاد می شود. بزرگ ترین چالش پیش روی صندوق سرمایه گذاری مشترک، فراهم آوردن سود تضمین شده به سرمایه گذاران است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر