حرکت ویکیلیکس را چه یک حرکت دیوانه وار که جان انسان هایی را به خطر می اندازد بدانیم و چه یک حرکت در راستای تحقیق جامعه ای که دانستن حق اعضای آن است، یک چیز عوض نمی شود؛ مردم در سراسر دنیا به دولتهایشان اعتماد ندارند. این را از هدایای سخاوتمندانه مردم به ویکیلیکس میتوان دید. حتی برنامههایی که در ماههای گذشته در شبکههای تلویزیونی سراسر جهان با حضور جولین آسانژ برگزار شد، بسیار پر بیننده بودند. کمتر خبرنگار یا اصحاب رسانهای را میبینیم که نظر منفی نسبت به ویکیلیکس داشته باشد. در این میان رسانههای پر مخاطب در سرتاسر دنیا، تیمهایی را برای استخراج اطلاعات از مدارک ویکیلیکس بسیج کردند. هکرها هم که اغلب جزو پرچمداران نهضت جامعهی بدون محدودیت هستند، به یاری ویکیلیکس شتافتند. نهضت ویکیلیکس و روش اختصاصی آن طوری است که تا روزی که مردم به دولتها اعتماد نداشته باشند، توقف آن برای دولتها بسیاردشوار خواهد بود. یک نکتهی دیگر این که خطر ویکیلیکس دولتهای کشورهایی را نشانه رفته که ضریب نفوذ اینترنت در آنها بسیار بالاست.
عدم اعتماد مردم به دولتها همیشه وجود داشته ولی شاید تا همین اواخر تنها یک حس بوده. پیش از این رسواییهای گاه و بیگاه دولتها آن قدر زیاد نبوده که کلا دلیلی روشن برای عدم اطمینان به دست دهد. اما ویکیلیکس نشان داد که لاپوشی و عدم صداقت، کار روزمرهی سیاستپیشگان است.
این جوک را که امروز شنیدم به مطالب بالا بی ارتباط نیست:
«روزی بابا نوئل و یک سیاستمدار صادق با هم قدم میزدند که یک ۵۰ دلاری روی زمین می بینند.
سوال: چه کسی آن را بر می دارد؟
.
.
.
.
.
جواب: به وضوح بابا نوئل. چون سیاستمدار صادق وجود ندارد!»
پ.ن.: جوک را اندکی تغییر داده ام.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر