وقتی دانشجو بودیم، با معیارهای خاص خومان راجع به اساتید قضاوت میکردیم. مثلن استادی که سر کلاس نمیشد درسش را فهمید، خیلی پرطرفدار نبود. اما اگر معلوم نبود که همان استاد چگونه قرار است امتحان بگیرد و نمره دهد، خیلی نچسب میشد. امتحان این استاد که میرسید، اکثر دانشجویان دچار استرس میشدند و تقریبا نمیدانستند که چه چیز را باید یاد بگیرند. اساتیدی داشتیم که خوب درس نمیداند اما مثلا یک مجموعهی سوال در اختیارمان میگذاشتند. ۹۰٪ امتحان از همان سوالات میآمد. ۱۰٪ درصد دیگر هم برای دانشجویانی بود که در کلاس از بهترینها بودند. این استادها معمولا بسیار محبوبتر از استادی بودند که خوب نمره میداد، اما دانشجویان سر امتحاناتش استرس میگرفتند. خیلی مهم است که دانشجو بداند چه نوع امتحانی پیش رو دارد و چه چیز را باید یاد بگیرد تا از پس امتحان برآید.
برای ارائهی خدمات آموزشی با کیفیت، اینجا راهکارهایی وجود دارد که در ایران رسم نیست. باید قبل هر امتحان، یک نمونه امتحان پست کرد تا بچهها با تمرین کردن آن برای امتحان آماده شوند. قبل از هر کوئیز باید همین کار را کرد. به علاوه، مدتی قبل از امتحان پاسخ سوالات را نیز باید پست کرد (این کارها با اینترنت بسیار آسان میشود). سر کلاس هم باید خیلی منظم و مرتب باشی. غیر از این که باید بدانی چه چیز را درس میدهی، باید مثالهای خوبی انتخاب کنی. همه چیز باید سر موقع باشد. اگر تمرین یا کوئیز را تصحیح میکنی، باید اشتباهات دانشجویان را در آن بنویسی که از روی آن دانشجویان بفهمند که چه اشتباهاتی داشتهاند. برخلاف ایران، باید برگهی امتحان و کوئیز و همه چیز دیگر را به دانشجویان برگردانی. زمانهایی هم به عنوان ساعت مراجعه تعیین میکنی که موظف هستی در دفتر کارت باشی و به سوالات دانشجویان جواب دهی. کلاس را تعطیل کردن، گناهی نابخشودنی است. اگر مشکلی پیش آید، باید کسی را پیدا کرد و سر کلاس فرستاد.
در انتهای ترم، استاد مزد خود را با ارزیابیهایی که دانشجویان پر میکنند، میگیرد. اگر استاد باعث ناراحتی و عذاب دانشجویان چه در فراگیری درس و چه در امتحانات باشد، نمرهی ارزیابی پایینی خواهد داشت. برعکس، اگر بتواند کلاس را با نظم و آرامش پیش ببرد، نمرهی ارزیابی خوبی خواهد گرفت. ارزیابیهای معمول سوالاتی است با پنج گزینهی عالی، خوب، متوسط، بد، افتضاح! به علاوهی جایی برای نوشتن نظرات کلی. نظراتی که دانشجویان مینویسند هم به اندازهی نمرهای که استاد از سوالات چند گزینهای میگیرد اهمیت دارد. مثلا اگر چند دانشجو بنویسند که استاد بینظم یا بیادب است، دانشگاه روی آن استاد حساس میشود. اگر دانشجویان بنویسند که ایام خوبی با استاد سپری کردهاند یا مثلا ارتباط چشمی خوبی داشته، نکتهی قوت استاد خواهد بود. اگر استاد بخواهد سال آینده در مورد قراردادش را با دانشگاه چانهزنی کند یا اگر بخواهد دانشگاه خود را عوض کند، این میتواند نقطهی قوت باشد.
چندی قبل با یکی از آشنایان که در ایران دانشجو است، صحبت میکردم. ظاهرن در یکی از دروس، نمرهی پایینتر از حد انتظار گرفته بود. استاد درس نمرهها را اعلام کرده بود و سپس غیب شده بود. هیچ راهکاری هم برای اعتراض به نمره نگذاشته بود. این روش غیراخلاقی، متاسفانه بسیار رایج است. همان استاد در جایی دیگر وقتی با اعتراض دانشجویان به نحوهی تدریسش مواجه شد، متاسفانه با بداخلاقی پاسخ داده بود که چه استادی بهتر از او میتواند این مطالب را تدریس کند و سایر اساتید را که همکارانش بودند، سر کلاس و در حضور دانشجویان به سخره گرفته بود! چنین رفتاری، شان جامعهی دانشگاهی ایران را پایین میآورد و اعتبار شغلی ما را زیر سوال میبرد. چنین رفتاری مستحق برخورد قانونی است.
ارزیابیها در ایران کم و بیش جدی هستند اما نه آنقدر که باید باشند. در ایران خیلی از اساتید حتی نتایج آنها را نمیبینند و نمیخوانند. دانشگاه هم به شکل ماشینی آنها را بررسی میکند؛ مثلن تنها به میانگینگیری اکتفا میکنند. در بررسی تقاضای استخدام، ارزیابیهای گذشتهی متقاضی از او خواسته نمیشود. ارزیابیهای آموزشی دانشجویان بسیار کمتر از دستاوردهای پژوهش برای ارتقای شغلی اهمیت دارند. استادی ایرانی را میشناسم که استاد بسیار خوبی است. دانشجویان کلاسش را بسیار دوست دارند اما چون مقالهی علمی چاپ نکرده بود، امنیت شغلی نداشت. از نظر من این به هیچ وجه منصفانه نیست. باید از ارزیابیها به جای این که تنها یک نمره استخراج شود، چند نمره در موارد متفاوت استخراج شود؛ مثلن نمرهی اخلاق یا نمرهی تسلط به درس و امثال آن. بهتر است راهکاری اندیشیده شود که ارزیابیها برای همیشه در پروندهی حرفهای استاد بمانند. چه به منظور ارتقای کیفیت آموزش و چه حفظ شان جامعهی دانشگاهی، تغییر نگاه به ارزیابی آموزشی اساتید دانشگاه، امری است که دیر یا زود نیاز به آن در جامعهی دانشگاهی داخل احساس خواهد شد.




